shakiest

[ایالات متحده]/[ˈʃeɪkɪst]/
[بریتانیا]/[ˈʃeɪkɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشترین ناپایداری؛ بیشترین احتمال لرزیدن؛ کمترین اعتماد؛ بیشترین تردید.
adv. به شیوه‌ای ناپایدارتر.

عبارات و ترکیب‌ها

shakiest ground

پایگاهی ناپایدار

shakiest start

شروعی ناپایدار

shakiest hands

دست‌هایی ناپایدار

shakiest voice

صوتی ناپایدار

shakiest feeling

احساسی ناپایدار

shakiest position

موقعیتی ناپایدار

shakiest moment

لحظه‌ای ناپایدار

جملات نمونه

the shakiest hands in the room belonged to the nervous applicant.

دست‌های لرزنده‌تر اتاق به کاندیدای نерوا متعلق بود.

after the earthquake, the shakiest building was immediately condemned.

پس از زلزله، ساختمان لرزنده‌تر فوراً ممنوع شد.

he gave the shakiest performance of his career on that stage.

او در آن پodium با حضور لرزنده‌ترین اجرای دوران خود ظاهر شد.

the shakiest evidence was ultimately dismissed by the jury.

دلایل لرزنده‌تر در نهایت توسط جریب رد شد.

she had the shakiest start to the race, falling behind quickly.

او دارای شروع لرزنده‌تر در دویدن بود و به سرعت پس از دیگران افتاد.

the shakiest political alliance collapsed under pressure.

نامطمئن‌ترین پیوند سیاسی تحت فشار فروپاشید.

it was the shakiest of times, filled with uncertainty and fear.

این لحظه‌ای نامطمئن‌تر بود، پر از نااطمینانی و страх.

the shakiest foundation meant the house was prone to collapse.

پایه‌های نامطمئن‌تر به معنای آن بود که خانه مایل به فروپاشی بود.

despite his confidence, his voice was the shakiest i'd ever heard.

با وجود اعتماد او، صدایش لرزنده‌ترین صدایی بود که تا کنون شنیده بودم.

the shakiest memories are often the most poignant.

خاطرات لرزنده‌تر اغلب پر احساس‌ترین هستند.

the shakiest agreement was signed after hours of negotiation.

همکت‌های نامطمئن‌تر پس از ساعات مذاکره امضا شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید