| جمع | shambless |
in shambles
درهم و برهم
complete shambles
درهم و برهم کامل
my career was in a shambles .
مسیر شغلی من درهم و برهم بود.
the event was a shambles from start to finish.
این رویداد از ابتدا تا انتها درهم و برهم بود.
their room was a shambles as usual .
اتاق آنها مثل همیشه درهم و برهم بود.
the room was a shambles—their throats had been cut and they lay in a waste of blood.
اتاق درهم و برهم بود - گلوی آنها بریده شده بود و در خون افتاده بودند.
The party was a shambles after the unexpected power outage.
پس از قطع برق غیرمنتظره، مهمانی به هرج و مرج افتاد.
The project was in shambles due to poor planning.
به دلیل برنامهریزی ضعیف، پروژه به هرج و مرج افتاد.
Her room was a shambles with clothes strewn everywhere.
اتاق او با لباسهای پخش شده در همه جا، درهم و برهم بود.
The company's financial records were in shambles.
سوابق مالی شرکت درهم و برهم بود.
The team's performance was a shambles in the championship game.
عملکرد تیم در بازی قهرمانی درهم و برهم بود.
The kitchen was left in a shambles after the cooking experiment.
پس از آزمایش آشپزی، آشپزخانه درهم و برهم رها شد.
The classroom was in shambles after the students' prank.
پس از شوخی دانشآموزان، کلاس درس درهم و برهم شد.
The city was in shambles after the natural disaster.
پس از فاجعه طبیعی، شهر درهم و برهم شد.
The team's strategy fell into shambles during the crucial match.
در طول بازی حیاتی، استراتژی تیم به هرج و مرج افتاد.
The renovation project ended up in shambles due to budget constraints.
به دلیل محدودیتهای بودجه، پروژه بازسازی به هرج و مرج انجامید.
in shambles
درهم و برهم
complete shambles
درهم و برهم کامل
my career was in a shambles .
مسیر شغلی من درهم و برهم بود.
the event was a shambles from start to finish.
این رویداد از ابتدا تا انتها درهم و برهم بود.
their room was a shambles as usual .
اتاق آنها مثل همیشه درهم و برهم بود.
the room was a shambles—their throats had been cut and they lay in a waste of blood.
اتاق درهم و برهم بود - گلوی آنها بریده شده بود و در خون افتاده بودند.
The party was a shambles after the unexpected power outage.
پس از قطع برق غیرمنتظره، مهمانی به هرج و مرج افتاد.
The project was in shambles due to poor planning.
به دلیل برنامهریزی ضعیف، پروژه به هرج و مرج افتاد.
Her room was a shambles with clothes strewn everywhere.
اتاق او با لباسهای پخش شده در همه جا، درهم و برهم بود.
The company's financial records were in shambles.
سوابق مالی شرکت درهم و برهم بود.
The team's performance was a shambles in the championship game.
عملکرد تیم در بازی قهرمانی درهم و برهم بود.
The kitchen was left in a shambles after the cooking experiment.
پس از آزمایش آشپزی، آشپزخانه درهم و برهم رها شد.
The classroom was in shambles after the students' prank.
پس از شوخی دانشآموزان، کلاس درس درهم و برهم شد.
The city was in shambles after the natural disaster.
پس از فاجعه طبیعی، شهر درهم و برهم شد.
The team's strategy fell into shambles during the crucial match.
در طول بازی حیاتی، استراتژی تیم به هرج و مرج افتاد.
The renovation project ended up in shambles due to budget constraints.
به دلیل محدودیتهای بودجه، پروژه بازسازی به هرج و مرج انجامید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید