shambles

[ایالات متحده]/'ʃæmb(ə)lz/
[بریتانیا]/ˈʃæmbəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صحنه‌ای از بی‌نظمی یا ویرانی بزرگ؛ کشتارگاه؛ مکانی برای کشتار جمعی
Word Forms
جمعshambless

عبارات و ترکیب‌ها

in shambles

درهم و برهم

complete shambles

درهم و برهم کامل

جملات نمونه

my career was in a shambles .

مسیر شغلی من درهم و برهم بود.

the event was a shambles from start to finish.

این رویداد از ابتدا تا انتها درهم و برهم بود.

their room was a shambles as usual .

اتاق آنها مثل همیشه درهم و برهم بود.

the room was a shambles—their throats had been cut and they lay in a waste of blood.

اتاق درهم و برهم بود - گلوی آنها بریده شده بود و در خون افتاده بودند.

The party was a shambles after the unexpected power outage.

پس از قطع برق غیرمنتظره، مهمانی به هرج و مرج افتاد.

The project was in shambles due to poor planning.

به دلیل برنامه‌ریزی ضعیف، پروژه به هرج و مرج افتاد.

Her room was a shambles with clothes strewn everywhere.

اتاق او با لباس‌های پخش شده در همه جا، درهم و برهم بود.

The company's financial records were in shambles.

سوابق مالی شرکت درهم و برهم بود.

The team's performance was a shambles in the championship game.

عملکرد تیم در بازی قهرمانی درهم و برهم بود.

The kitchen was left in a shambles after the cooking experiment.

پس از آزمایش آشپزی، آشپزخانه درهم و برهم رها شد.

The classroom was in shambles after the students' prank.

پس از شوخی دانش‌آموزان، کلاس درس درهم و برهم شد.

The city was in shambles after the natural disaster.

پس از فاجعه طبیعی، شهر درهم و برهم شد.

The team's strategy fell into shambles during the crucial match.

در طول بازی حیاتی، استراتژی تیم به هرج و مرج افتاد.

The renovation project ended up in shambles due to budget constraints.

به دلیل محدودیت‌های بودجه، پروژه بازسازی به هرج و مرج انجامید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید