shavings

[ایالات متحده]/ˈʃeɪvɪŋz/
[بریتانیا]/ˈʃeɪvɪŋz/

ترجمه

n. لایه‌های نازک یا تکه‌های کوچک جدا شده از یک سطح، به خصوص چوب یا فلز؛ شکل جمع کلمه shaving، به معنای عمل یا نتیجه‌ی تراشیدن مو یا ریش.

عبارات و ترکیب‌ها

wood shavings

تراشه‌های چوب

shaving wood

چوب‌ تراشی

fine shavings

تراشه‌های ظریف

collect shavings

جمع‌آوری تراشه‌ها

shaving curls

چکندی‌های تراشیده شده

shaving off

حذف کردن

shaving machine

دستگاه تراش

shavings pile

انبوه تراشه‌ها

fresh shavings

تراشه‌های تازه

جملات نمونه

the carpenter collected the wood shavings in a dustpan.

نجار تراشه‌های چوب را در یک سینی جمع کرد.

we found tiny shavings of paint on the floor.

ما تکه‌های کوچک تراشه‌های رنگ را روی زمین پیدا کردیم.

the machine produced a pile of cedar shavings.

دستگاه یک دسته تراشه‌های سرو تولید کرد.

he used shavings to line the rabbit's cage.

او از تراشه‌ها برای پوشاندن قفس خرگوش استفاده کرد.

the sculptor carefully gathered the marble shavings.

مجسمه‌ساز با دقت تراشه‌های مرمر را جمع کرد.

the floor was covered in fine wood shavings.

کف با تراشه‌های چوب ریز پوشیده شده بود.

they swept up the shavings after the project.

آنها تراشه‌ها را پس از اتمام پروژه جمع کردند.

the shavings smelled strongly of cedarwood.

تراشه‌ها بوی چوب سرو قوی می‌دادند.

he examined the shavings under a magnifying glass.

او تراشه‌ها را با ذره‌بین بررسی کرد.

the workshop floor was littered with wood shavings.

کف کارگاه با تراشه‌های چوب پوشیده شده بود.

the children played with the soft wood shavings.

کودکان با تراشه‌های چوب نرم بازی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید