curlings

[ایالات متحده]/[ˈkɜːlɪŋz]/
[بریتانیا]/[ˈkɜːrlɪŋz]/

ترجمه

n. ورزش لغزنده ی سنگ‌های سنگین روی یخ به سمت یک هدف
n. pl. سنگ لگز.

عبارات و ترکیب‌ها

curling stones

کرلینگ سنگ

curling rink

کرلینگ میدان

curling team

تیم کرلینگ

curling match

مسابقه کرلینگ

curling game

بازی کرلینگ

curling sheet

کرلینگ ورق

curling action

عملیات کرلینگ

curling technique

فن کرلینگ

playing curling

بازی کرلینگ

watching curling

مشاهده کرلینگ

جملات نمونه

the curlers practiced their sweeping technique diligently.

کرلرها با دقت زیاد فن پاک کردن خود را تمرین کردند.

she enjoys watching curling competitions on television.

او لذت بردن از تماشای مسابقات کرل در تلویزیون را دوست دارد.

the team's curling strategy involved aggressive stone placement.

استراتژی کرل تیم شامل قرار دادن سنگ‌های فشرده بود.

he's a skilled curler with years of experience.

او یک کرلر ماهر با چندین سال تجربه است.

the ice surface was perfectly prepared for curling.

سطح یخ برای کرل به درستی آماده شده بود.

curling requires a combination of strength and precision.

کرل نیاز به ترکیبی از قدرت و دقت دارد.

they celebrated their curling victory with great enthusiasm.

آنها با شور و شعف پیروزی کرل خود را جشن گرفتند.

the curling club offers lessons for beginners.

کلاس کرل درس‌هایی برای مبتدیان ارائه می‌دهد.

the curlers used specialized brushes to sweep the ice.

کرلرها از فرش‌های ویژه برای پاک کردن یخ استفاده کردند.

the team's curling performance was truly impressive.

عملکرد کرل تیم واقعاً شگفت‌انگیز بود.

he's passionate about curling and its unique challenges.

او به کرل و چالش‌های منحصر به فرد آن علاقه‌مند است.

the curling match ended in a thrilling tie.

مسابقه کرل با یک نتیجه جالب و مساوی پایان یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید