shimmy

[ایالات متحده]/'ʃɪmɪ/
[بریتانیا]/'ʃɪmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکتی رقص که شامل لرزاندن لگن است
v. لرزیدن، تکان خوردن یا جست و خیز کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریshimmying
قسمت سوم فعلshimmied
زمان گذشتهshimmied
جمعshimmies
شکل سوم شخص مفردshimmies

جملات نمونه

The dancer performed a shimmy on stage.

رقصنده یک حرکت رقص روی صحنه اجرا کرد.

She added a shimmy to her dance routine.

او یک حرکت رقص را به برنامه رقص خود اضافه کرد.

He tried to shimmy through the narrow gap.

او سعی کرد از طریق شکاف باریک حرکت رقص را انجام دهد.

The car thief used a shimmy to break into the vehicle.

سارق خودرو از یک حرکت رقص برای ورود به خودرو استفاده کرد.

The old door needed a shimmy to open.

در قدیمی برای باز شدن به یک حرکت رقص نیاز داشت.

She gave her hips a little shimmy.

او به ران خود کمی حرکت رقص داد.

He could feel the car shimmy as it accelerated.

او می‌توانست احساس کند که ماشین با افزایش سرعت حرکت رقص را انجام می‌دهد.

The shimmy in the steering wheel indicated a problem with the alignment.

حرکت رقص در فرمان نشان دهنده مشکلی در تراز بود.

The cat did a little shimmy before pouncing on its prey.

گربه قبل از حمله به طعمه، کمی حرکت رقص انجام داد.

She used a shimmy to adjust her position in the crowded room.

او از یک حرکت رقص برای تنظیم موقعیت خود در اتاق شلوغ استفاده کرد.

نمونه‌های واقعی

He has that like little shoe shimmy that he does.

او این حرکت کوچک و خاص کفش را دارد که انجام می‌دهد.

منبع: The private playlist of a celebrity.

They don't? Are you sure? - Stop shimmying. Stop.

آنها نمی‌کنند؟ مطمئنی؟ - دست از رقصیدن بردار. متوقف شو.

منبع: Modern Family - Season 10

Hey, we're out of towels and those shimmy things.

هی، ما حوله‌ها و آن وسایل رقص را تمام کرده‌ایم.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

" Give me your shimmy, Melanie, and I'll wad it around his head" .

" به من رقصت را بده، ملانی، و من آن را دور سرش جمع می‌کنم.".

منبع: Gone with the Wind

I'll pre-disable the smoke detectors so you don't set it off when you shimmy out of those sensible wide-leg trousers.

من دزدگیرها را از قبل غیرفعال می‌کنم تا وقتی از آن شلوارهای گشاد و مناسب خارج می‌شوید، آن را فعال نکنید.

منبع: Modern Family - Season 08

Why are those lines broken, if not to make the paint pulse and flicker and shine and shimmy?

چرا آن خطوط شکسته هستند، اگر نه برای اینکه رنگ‌ها پالس و سوسو بزنند و بدرخشند و رقصان باشند؟

منبع: BBC documentary "Civilization"

If I wiggled side to side, it would kind of shimmy around.

اگر به چپ و راست تکان می‌خوردم، کمی رقصان می‌شد.

منبع: Fresh air

Harry shimmied up a tall, thin little tree.

هری از یک درخت بلند و باریک کوچک بالا رفت.

منبع: The heart is a lonely hunter.

I shimmied up the wheel and  popped the lid right off.

من از روی چرخ بالا رفتم و در را با سرعت بیرون انداختم.

منبع: Storyline Online English Stories

Have a little shimmy, a little boogie. Great. We're good to go.

کمی رقص و کمی بوگی داشته باشید. عالیه. ما آماده‌ایم.

منبع: Engvid-Benjamin Course Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید