showstopper

[ایالات متحده]/ˈʃoʊˌstɒp.ər/
[بریتانیا]/ˈʃoʊˌstɑː.pɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجرایی که توسط تشویق‌های پرشور قطع می‌شود؛ اجرایی که به‌ویژه درخشان است و تشویق دریافت می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

showstopper performance

اجرای خیره‌کننده

showstopper act

اجرای خیره‌کننده

showstopper moment

لحظه خیره‌کننده

showstopper talent

استعداد خیره‌کننده

showstopper feature

ویژگی خیره‌کننده

showstopper idea

ایده خیره‌کننده

showstopper event

رویداد خیره‌کننده

showstopper design

طراحی خیره‌کننده

showstopper product

محصول خیره‌کننده

showstopper scene

صحنه خیره‌کننده

جملات نمونه

the singer's performance was a real showstopper.

اجای نمای خواننده یک نمایش واقعی بود.

her dress was the showstopper of the evening.

لباس او یک نقطه اوج در طول شب بود.

the new product launch turned out to be a showstopper.

معرفی محصول جدید به یک نقطه اوج تبدیل شد.

the fireworks display was a showstopper at the festival.

نمایش آتش بازی یک نقطه اوج در جشنواره بود.

his speech was a showstopper that captivated the audience.

سخنرانی او یک نقطه اوج بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the film's special effects were a showstopper.

جلوه های ویژه فیلم یک نقطه اوج بودند.

that dance routine was the showstopper of the competition.

آن رقص یک نقطه اوج در مسابقه بود.

her talent for painting is a showstopper.

استعداد او در نقاشی یک نقطه اوج است.

the car's design is a showstopper at the auto show.

طراحی خودرو یک نقطه اوج در نمایشگاه خودرو است.

the magician's trick was a showstopper that left everyone amazed.

کمدی جادوگر یک نقطه اوج بود که همه را شگفت زده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید