shreds of paper
تکههای کاغذ
shreds of evidence
تکههای مدرک
shreds of fabric
تکههای پارچه
shreds of information
تکههای اطلاعات
shreds of lettuce
تکههای کاهو
shreds of meat
تکههای گوشت
shreds of cheese
تکههای پنیر
shreds of memory
تکههای خاطره
shreds of hope
تکههای امید
she tore the paper into shreds.
او کاغذ را به تکه های کوچک پاره کرد.
the report was in shreds after the meeting.
گزارش پس از جلسه به تکه های پاره پاره درآمده بود.
he was left in shreds after the criticism.
پس از انتقاد، او درهم و برهم رها شد.
the fabric fell apart in shreds.
پارچه به تکه های پاره پاره از هم جدا شد.
she shredded the documents into tiny shreds.
او اسناد را به تکه های بسیار کوچک پاره کرد.
the storm left the tent in shreds.
طوفان چادر را به تکه های پاره پاره رها کرد.
his confidence was in shreds after the failure.
اعتماد به نفس او پس از شکست درهم و برهم شد.
the old book was in shreds from years of use.
کتاب قدیمی به دلیل سالها استفاده به تکه های پاره پاره درآمده بود.
she felt her heart was in shreds after the breakup.
او احساس کرد که قلبش پس از جدایی درهم و برهم شده است.
the evidence was destroyed, leaving only shreds behind.
شواهد نابود شد و فقط تکه هایی باقی ماند.
shreds of paper
تکههای کاغذ
shreds of evidence
تکههای مدرک
shreds of fabric
تکههای پارچه
shreds of information
تکههای اطلاعات
shreds of lettuce
تکههای کاهو
shreds of meat
تکههای گوشت
shreds of cheese
تکههای پنیر
shreds of memory
تکههای خاطره
shreds of hope
تکههای امید
she tore the paper into shreds.
او کاغذ را به تکه های کوچک پاره کرد.
the report was in shreds after the meeting.
گزارش پس از جلسه به تکه های پاره پاره درآمده بود.
he was left in shreds after the criticism.
پس از انتقاد، او درهم و برهم رها شد.
the fabric fell apart in shreds.
پارچه به تکه های پاره پاره از هم جدا شد.
she shredded the documents into tiny shreds.
او اسناد را به تکه های بسیار کوچک پاره کرد.
the storm left the tent in shreds.
طوفان چادر را به تکه های پاره پاره رها کرد.
his confidence was in shreds after the failure.
اعتماد به نفس او پس از شکست درهم و برهم شد.
the old book was in shreds from years of use.
کتاب قدیمی به دلیل سالها استفاده به تکه های پاره پاره درآمده بود.
she felt her heart was in shreds after the breakup.
او احساس کرد که قلبش پس از جدایی درهم و برهم شده است.
the evidence was destroyed, leaving only shreds behind.
شواهد نابود شد و فقط تکه هایی باقی ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید