raveled

[ایالات متحده]/ˈræv(ə)ld/
[بریتانیا]/ˈræv(ə)ld/

ترجمه

v. پیچیده یا درهم شدن؛ پیچیده یا مفصل شدن؛ فرسوده شدن

عبارات و ترکیب‌ها

raveled yarn

نخ پيچيده

raveled thread

نخ پيچيده

raveled story

داستان پيچيده

raveled fabric

پارچه پيچيده

raveled mind

ذهن پيچيده

raveled emotions

احساسات پيچيده

raveled thoughts

افکار پيچيده

raveled plans

برنامه هاي پيچيده

raveled relationship

ارتباط پيچيده

raveled situation

وضعيت پيچيده

جملات نمونه

the story unraveled slowly, revealing the truth behind the raveled mystery.

داستان به آرامی باز شد و حقیقت پشت سر معمای درهم‌ریخته را آشکار کرد.

her thoughts raveled together as she tried to make sense of the situation.

افکار او درهم‌تنیده‌شده بودند زیرا سعی می‌کرد معنایی از وضعیت پیدا کند.

as the yarn raveled, it became impossible to knit the scarf.

همانطور که نخ باز می‌شد، بافتن شال غیرممکن شد.

the raveled threads of the fabric made it difficult to sew.

نخ‌های درهم‌ریخته پارچه دوختن آن را دشوار می‌کرد.

he raveled the complex problem into simpler parts.

او مسئله پیچیده را به قسمت‌های ساده‌تر تقسیم کرد.

her emotions raveled after the unexpected news.

احساسات او پس از اخبار غیرمنتظره درهم‌ریخته شد.

the mystery of the missing keys raveled into a bigger investigation.

معمای کلیدهای گمشده به یک تحقیقات بزرگتر تبدیل شد.

as the plot raveled, the audience became more engaged.

همانطور که طرح داستان پیش می‌رفت، مخاطبان بیشتر درگیر می‌شدند.

the raveled storylines intertwined beautifully in the novel.

طرح‌های داستانی درهم‌ریخته به طرز زیبایی در رمان با هم گره خوردند.

she raveled her thoughts before giving the presentation.

او قبل از ارائه، افکار خود را مرتب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید