shrines

[ایالات متحده]/ʃraɪnz/
[بریتانیا]/ʃraɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌های عبادت یا پرستش

عبارات و ترکیب‌ها

holy shrines

حرم‌های مقدس

ancient shrines

حرم‌های باستانی

sacred shrines

حرم‌های مقدس

historic shrines

حرم‌های تاریخی

local shrines

حرم‌های محلی

famous shrines

حرم‌های مشهور

shrine visits

بازدید از حرم

shrine festivals

جشنواره‌های حرم

shrine offerings

نذورات حرم

shrine rituals

آیین‌های حرم

جملات نمونه

many ancient shrines are located in the mountains.

بسیاری از اماکن مقدس باستانی در کوه‌ها واقع شده‌اند.

visitors often leave offerings at the shrines.

بازدیدکنندگان اغلب در اماکن مقدس نذورات خود را قرار می‌دهند.

the shrines are a place for meditation and reflection.

این اماکن مقدس مکانی برای مراقبه و تفکر هستند.

during festivals, the shrines are beautifully decorated.

در طول جشنواره‌ها، این اماکن مقدس به زیبایی تزئین می‌شوند.

local traditions often revolve around the shrines.

رسوم محلی اغلب حول محور این اماکن مقدس می‌چرخند.

people travel from far and wide to visit the shrines.

افراد از راه دور برای بازدید از این اماکن مقدس سفر می‌کنند.

some shrines are dedicated to specific deities.

برخی از این اماکن مقدس به الهه‌های خاصی اختصاص داده شده‌اند.

photographers love capturing the beauty of shrines.

عکاسان عاشق ثبت زیبایی این اماکن مقدس هستند.

there are many legends associated with the shrines.

افسانه‌های بسیاری با این اماکن مقدس مرتبط هستند.

walking through the shrines can be a peaceful experience.

قدم زدن در این اماکن مقدس می‌تواند تجربه‌ای آرامش‌بخش باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید