sign-off

[ایالات متحده]/ˈsaɪnˌɒf/
[بریتانیا]/ˈsaɪnˌɔːf/

ترجمه

v. پایان دادن به یک نامه؛ پایان دادن به یک برنامه پخش تلویزیونی

عبارات و ترکیب‌ها

sign-off email

ایمیل خداحافظی

sign-off line

خط خداحافظی

sign-off message

پیام خداحافظی

sign-off process

فرآیند خداحافظی

sign-off soon

به زودی خداحافظی

sign-off letter

نامه خداحافظی

sign-off call

تماس خداحافظی

sign-off now

حالا خداحافظی

sign-off note

یادداشت خداحافظی

جملات نمونه

i'll sign-off now and catch up with you later.

من اکنون خداحافظی می‌کنم و بعداً با شما ارتباط خواهم داشت.

please sign-off from the system after your shift.

لطفاً پس از شیفت خود از سیستم خارج شوید.

he decided to sign-off from the project due to personal reasons.

او به دلیل مسائل شخصی تصمیم گرفت از پروژه خارج شود.

remember to sign-off all documents before submitting them.

به یاد داشته باشید که قبل از ارسال آنها تمام اسناد را تایید کنید.

the email ended with a polite sign-off.

ایمیل با یک خداحافظی مودبانه به پایان رسید.

the contract requires a formal sign-off from both parties.

قرارداد نیاز به تایید رسمی از هر دو طرف دارد.

we need to get a final sign-off from the manager.

ما نیاز داریم تایید نهایی را از مدیر بگیریم.

the report needs a sign-off from the finance department.

گزارش نیاز به تاییدیه از بخش مالی دارد.

sign-off procedures are outlined in the employee handbook.

روش‌های تایید در دفترچه راهنمای کارمندان شرح داده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید