sillier

[ایالات متحده]/[ˈsɪlɪə]/
[بریتانیا]/[ˈsɪlɪər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کم هوش؛ احمقانه؛ فاقد جدیت؛ بی‌ اهمیت
adv. به روشی احمقانه

عبارات و ترکیب‌ها

getting sillier

در حال احمقانه‌تر شدن

sillier still

هنوز احمق‌تر

silly as ever

همان‌قدر احمق که همیشه بوده

sillier now

حالا احمق‌تر

sillier than

احمق‌تر از

sounded sillier

به نظر احمقانه تر می رسید

acting sillier

در حال انجام کارهای احمقانه تر

much sillier

خیلی احمقانه تر

silly, sillier

احمق، احمق تر

silly, sillier still

احمق، احمق تر هنوز

جملات نمونه

the comedian's jokes were getting increasingly sillier.

نکات شوخ‌طبعی کمدین به طور فزاینده‌ای مضحک‌تر می‌شدند.

he made a sillier suggestion than the last one.

او پیشنهادی مضحک‌تر از آخرین پیشنهاد داد.

it was a sillier movie than i expected.

فیلمی مضحک‌تر از آنچه انتظار داشتم بود.

she found his behavior quite silly and childish.

او رفتار او را کاملاً مضحک و کودکانه یافت.

don't be silly; there's a logical explanation.

نادان نباشید؛ یک توضیح منطقی وجود دارد.

the situation became sillier by the minute.

وضعیت با هر دقیقه مضحک‌تر می‌شد.

he pulled a silly face to make us laugh.

او برای خنداندن ما چهره‌ای مضحک درآورد.

it was a silly mistake to make.

یک اشتباه مضحک بود که مرتکب شد.

she asked a sillier question than anyone else.

او سؤالی مضحک‌تر از هر کسی پرسید.

the children were being silly and running around.

بچه‌ها مضحک بودند و این‌جا و آن‌جا می‌دویدند.

he started acting sillier after drinking coffee.

بعد از نوشیدن قهوه شروع به انجام رفتارهای مضحک‌تری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید