getting sillier
در حال احمقانهتر شدن
sillier still
هنوز احمقتر
silly as ever
همانقدر احمق که همیشه بوده
sillier now
حالا احمقتر
sillier than
احمقتر از
sounded sillier
به نظر احمقانه تر می رسید
acting sillier
در حال انجام کارهای احمقانه تر
much sillier
خیلی احمقانه تر
silly, sillier
احمق، احمق تر
silly, sillier still
احمق، احمق تر هنوز
the comedian's jokes were getting increasingly sillier.
نکات شوخطبعی کمدین به طور فزایندهای مضحکتر میشدند.
he made a sillier suggestion than the last one.
او پیشنهادی مضحکتر از آخرین پیشنهاد داد.
it was a sillier movie than i expected.
فیلمی مضحکتر از آنچه انتظار داشتم بود.
she found his behavior quite silly and childish.
او رفتار او را کاملاً مضحک و کودکانه یافت.
don't be silly; there's a logical explanation.
نادان نباشید؛ یک توضیح منطقی وجود دارد.
the situation became sillier by the minute.
وضعیت با هر دقیقه مضحکتر میشد.
he pulled a silly face to make us laugh.
او برای خنداندن ما چهرهای مضحک درآورد.
it was a silly mistake to make.
یک اشتباه مضحک بود که مرتکب شد.
she asked a sillier question than anyone else.
او سؤالی مضحکتر از هر کسی پرسید.
the children were being silly and running around.
بچهها مضحک بودند و اینجا و آنجا میدویدند.
he started acting sillier after drinking coffee.
بعد از نوشیدن قهوه شروع به انجام رفتارهای مضحکتری کرد.
getting sillier
در حال احمقانهتر شدن
sillier still
هنوز احمقتر
silly as ever
همانقدر احمق که همیشه بوده
sillier now
حالا احمقتر
sillier than
احمقتر از
sounded sillier
به نظر احمقانه تر می رسید
acting sillier
در حال انجام کارهای احمقانه تر
much sillier
خیلی احمقانه تر
silly, sillier
احمق، احمق تر
silly, sillier still
احمق، احمق تر هنوز
the comedian's jokes were getting increasingly sillier.
نکات شوخطبعی کمدین به طور فزایندهای مضحکتر میشدند.
he made a sillier suggestion than the last one.
او پیشنهادی مضحکتر از آخرین پیشنهاد داد.
it was a sillier movie than i expected.
فیلمی مضحکتر از آنچه انتظار داشتم بود.
she found his behavior quite silly and childish.
او رفتار او را کاملاً مضحک و کودکانه یافت.
don't be silly; there's a logical explanation.
نادان نباشید؛ یک توضیح منطقی وجود دارد.
the situation became sillier by the minute.
وضعیت با هر دقیقه مضحکتر میشد.
he pulled a silly face to make us laugh.
او برای خنداندن ما چهرهای مضحک درآورد.
it was a silly mistake to make.
یک اشتباه مضحک بود که مرتکب شد.
she asked a sillier question than anyone else.
او سؤالی مضحکتر از هر کسی پرسید.
the children were being silly and running around.
بچهها مضحک بودند و اینجا و آنجا میدویدند.
he started acting sillier after drinking coffee.
بعد از نوشیدن قهوه شروع به انجام رفتارهای مضحکتری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید