sinisterly

[ایالات متحده]/ˈsɪnɪstəli/
[بریتانیا]/ˈsɪnɪstərli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که چیزی شیطانی یا مضر را پیشنهاد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

sinisterly laughing

با خنده شیطانی

sinisterly plotting

با نقشه‌های شیطانی

sinisterly watching

با نگاهی شیطانی

sinisterly smiling

با لبخندی شیطانی

sinisterly whispering

با نجواهای شیطانی

sinisterly grinning

با پوزخندی شیطانی

sinisterly scheming

با توطئه‌های شیطانی

sinisterly lurking

با کمین کردن شیطانی

sinisterly gazing

با خیره شدن شیطانی

جملات نمونه

the villain smiled sinisterly as he revealed his plan.

قهرمان داستان با شیطنت لبخند زد زیرا طرح خود را آشکار کرد.

she looked at him sinisterly, making him feel uneasy.

او با شیطنت به او نگاه کرد و باعث شد احساس ناراحتی کند.

the shadows moved sinisterly in the dim light.

سایه‌ها در نور کم با شیطنت حرکت می‌کردند.

he spoke sinisterly, hinting at something dark.

او با شیطنت صحبت کرد و به چیزی تاریک اشاره کرد.

the old house stood sinisterly at the end of the street.

خانه قدیمی در انتهای خیابان با شیطنت ایستاده بود.

they plotted sinisterly in the shadows, planning their next move.

آنها در تاریکی شب با شیطنت نقشه‌ریزی کردند و برای حرکت بعدی خود برنامه‌ریزی کردند.

the laughter echoed sinisterly through the empty halls.

خنده با شیطنت در راهروهای خالی طنین انداز شد.

his eyes glinted sinisterly under the moonlight.

چشمانش در زیر نور ماه با شیطنت می‌درخشیدند.

she had a sinisterly charming smile that made him nervous.

او لبخندی شیطانی و جذاب داشت که باعث ناراحتی او شد.

the forest seemed to whisper sinisterly as night fell.

جنگل به نظر می‌رسید که با پایین آمدن شب با شیطنت زمزمه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید