sisterhood

[ایالات متحده]/'sɪstəhʊd/
[بریتانیا]/'sɪstɚhʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خواهرhood، پیوند زنانه یا همبستگی که شامل ارتباط و حمایت بین زنان است
Word Forms

جملات نمونه

The bond of sisterhood between them is unbreakable.

پیوند خواهرانه بین آنها غیرقابل شکستن است.

They formed a strong sisterhood through their shared experiences.

آنها از طریق تجربیات مشترک خود یک خواهرانه قوی شکل دادند.

Sisterhood is about supporting and uplifting each other.

خواهرانه در مورد حمایت و ارتقای یکدیگر است.

The sisterhood of female athletes is empowering.

خواهرانه ورزشکاران زن توانمندکننده است.

She found solace in the sisterhood of her fellow writers.

او در خواهرانه نویسندگان همکار خود آرامش یافت.

They celebrated their sisterhood with a girls' night out.

آنها خواهرانه خود را با یک شب بیرون با دختران جشن گرفتند.

Sisterhood is about standing together in solidarity.

خواهرانه در مورد ایستادن در کنار یکدیگر در همبستگی است.

They formed a sisterhood based on mutual respect and understanding.

آنها خواهرانه ای را بر اساس احترام متقابل و درک متقابل شکل دادند.

The sisterhood among the nurses in the hospital is remarkable.

خواهرانه پرستارانی که در بیمارستان هستند، قابل توجه است.

She values the sisterhood she has with her childhood friends.

او خواهرانه ای را که با دوستان دوران کودکی خود دارد، ارزیابی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید