skies

[ایالات متحده]/skaɪz/
[بریتانیا]/skaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع آسمان

عبارات و ترکیب‌ها

clear skies

آسمان صاف

blue skies

آسمان آبی

dark skies

آسمان تیره

starry skies

آسمان پرستاره

cloudy skies

آسمان ابری

overcast skies

آسمان پوشیده از ابر

stormy skies

آسمان طوفانی

sunny skies

آسمان آفتابی

grey skies

آسمان خاکستری

open skies

آسمان باز

جملات نمونه

the skies were filled with beautiful colors at sunset.

آسمان پر از رنگ‌های زیبا در هنگام غروب خورشید بود.

she looked up at the clear blue skies.

او به آسمان آبی و صاف نگاه کرد.

the stormy skies warned us of bad weather ahead.

آسمان طوفانی ما را از هوای بد پیش رو آگاه کرد.

birds soared high in the skies.

پرندگان در آسمان به ارتفاع زیاد پرواز کردند.

the night skies were filled with stars.

آسمان شب پر از ستاره بود.

we watched the fireworks light up the skies.

ما تماشاگر روشن شدن آسمان با آتش‌بازی بودیم.

the changing skies signaled the arrival of spring.

آسمان در حال تغییر نشان‌دهنده رسیدن بهار بود.

cloudy skies can often bring rain.

آسمان ابری اغلب می‌تواند باران به همراه داشته باشد.

the skies above were dark and ominous.

آسمان بالای سر ما تاریک و وخیم بود.

under the clear skies, we had a wonderful picnic.

تحت آسمان صاف، ما یک پیک نیک عالی داشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید