skims the surface
بر روی سطح شناور می شود
skims through notes
در میان یادداشت ها شناور می شود
skims the cream
خامه را شناور می کند
skims the news
اخبار را مرور می کند
skims past details
از جزئیات عبور می کند
skims the page
صفحه را مرور می کند
skims the ice
یخ را شناور می کند
skims the top
بالا را شناور می کند
skims the edges
لبه ها را شناور می کند
skims the water
آب را شناور می کند
the editor skims through the manuscript quickly.
وی به سرعت از روی دستنویس عبور میکند.
she skims the surface of the water with her fingers.
او سطح آب را با انگشتانش لمس میکند.
he skims the headlines to catch up on the news.
او تیترها را مرور میکند تا از اخبار عقب نماند.
the student skims the textbook before the exam.
دانشجو قبل از امتحان، کتاب درسی را مرور میکند.
she skims her favorite blogs for new posts.
او وبلاگهای مورد علاقه خود را برای پستهای جدید مرور میکند.
the chef skims the fat off the soup.
آشپز چربی را از سوپ جدا میکند.
he often skims the report for important information.
او اغلب گزارش را برای یافتن اطلاعات مهم مرور میکند.
she skims the pages of the magazine while waiting.
او در حالی که منتظر است، صفحات مجله را مرور میکند.
the athlete skims over the water during the race.
ورزشکار در طول مسابقه روی آب سر میخورد.
he skims the email for any urgent messages.
او ایمیل را برای هرگونه پیام فوری بررسی میکند.
skims the surface
بر روی سطح شناور می شود
skims through notes
در میان یادداشت ها شناور می شود
skims the cream
خامه را شناور می کند
skims the news
اخبار را مرور می کند
skims past details
از جزئیات عبور می کند
skims the page
صفحه را مرور می کند
skims the ice
یخ را شناور می کند
skims the top
بالا را شناور می کند
skims the edges
لبه ها را شناور می کند
skims the water
آب را شناور می کند
the editor skims through the manuscript quickly.
وی به سرعت از روی دستنویس عبور میکند.
she skims the surface of the water with her fingers.
او سطح آب را با انگشتانش لمس میکند.
he skims the headlines to catch up on the news.
او تیترها را مرور میکند تا از اخبار عقب نماند.
the student skims the textbook before the exam.
دانشجو قبل از امتحان، کتاب درسی را مرور میکند.
she skims her favorite blogs for new posts.
او وبلاگهای مورد علاقه خود را برای پستهای جدید مرور میکند.
the chef skims the fat off the soup.
آشپز چربی را از سوپ جدا میکند.
he often skims the report for important information.
او اغلب گزارش را برای یافتن اطلاعات مهم مرور میکند.
she skims the pages of the magazine while waiting.
او در حالی که منتظر است، صفحات مجله را مرور میکند.
the athlete skims over the water during the race.
ورزشکار در طول مسابقه روی آب سر میخورد.
he skims the email for any urgent messages.
او ایمیل را برای هرگونه پیام فوری بررسی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید