surfs

[ایالات متحده]/sɜːfs/
[بریتانیا]/sɜrfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شخص سوم مفرد از موج‌سواری؛ به موج‌سواری مشغول شدن؛ در اینترنت گشت و گذار کردن؛ پرسه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

surfs the web

در وب گشت می زند

surfs the internet

در اینترنت گشت می زند

surfs online

به صورت آنلاین گشت می زند

surfs social media

در شبکه های اجتماعی گشت می زند

surfs for news

برای اخبار گشت می زند

surfs various sites

در سایت های مختلف گشت می زند

surfs video content

در محتوای ویدیویی گشت می زند

surfs streaming services

در سرویس های پخش زنده گشت می زند

surfs for information

برای اطلاعات گشت می زند

surfs for entertainment

برای سرگرمی گشت می زند

جملات نمونه

he surfs every weekend at the beach.

او آخر هفته‌ها در ساحل موج‌سواری می‌کند.

she surfs the internet for the latest news.

او اینترنت را برای یافتن آخرین اخبار جستجو می‌کند.

they often surf together during summer vacations.

آنها اغلب در طول تعطیلات تابستان با هم موج‌سواری می‌کنند.

my brother surfs competitively in local tournaments.

برادر من به طور رقابتی در مسابقات محلی موج‌سواری می‌کند.

he surfs on a longboard for better stability.

او برای پایداری بیشتر روی یک تخته بلند موج‌سواری می‌کند.

she surfs the waves with great skill.

او با مهارت فراوان روی امواج موج‌سواری می‌کند.

they surfed the waves until sunset.

آنها تا غروب آفتاب روی امواج موج‌سواری کردند.

he loves to surf whenever he gets the chance.

او هر زمان که فرصت پیدا کند، عاشق موج‌سواری است.

surfing is a popular sport in coastal cities.

موج‌سواری یک ورزش محبوب در شهرهای ساحلی است.

she surfs through different websites to find deals.

او برای یافتن معاملات، در وب‌سایت‌های مختلف جستجو می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید