border skirmishes
درگیریهای مرزی
frequent skirmishes
درگیریهای مکرر
military skirmishes
درگیریهای نظامی
minor skirmishes
درگیریهای جزئی
armed skirmishes
درگیریهای مسلحانه
local skirmishes
درگیریهای محلی
recent skirmishes
درگیریهای اخیر
ongoing skirmishes
درگیریهای مداوم
isolated skirmishes
درگیریهای جداگانه
civil skirmishes
درگیریهای مدنی
the soldiers engaged in skirmishes along the border.
سربازان در درگیریهای سبک در امتداد مرز شرکت کردند.
skirmishes broke out between the rival factions.
درگیریهای سبک بین جناحهای رقیب درگرفت.
they often had skirmishes during the training exercises.
آنها اغلب در طول تمرینات آموزشی درگیریهای سبکی داشتند.
the skirmishes lasted for several weeks.
درگیریهای سبک برای چندین هفته ادامه داشت.
after the skirmishes, a ceasefire was declared.
پس از درگیریهای سبک، آتشبس اعلام شد.
both sides suffered losses in the skirmishes.
هر دو طرف در درگیریهای سبک تلفاتی متحمل شدند.
the skirmishes were a prelude to a larger conflict.
درگیریهای سبک پیشدرآمد یک درگیری بزرگتر بود.
local forces are preparing for potential skirmishes.
نیروهای محلی برای درگیریهای احتمالی آمادهسازی میکنند.
skirmishes often occur in disputed territories.
درگیریهای سبک اغلب در مناطق مورد مناقشه رخ میدهد.
the commander reported the skirmishes to higher authorities.
فرمانده درگیریهای سبک را به مقامات بالاتر گزارش کرد.
border skirmishes
درگیریهای مرزی
frequent skirmishes
درگیریهای مکرر
military skirmishes
درگیریهای نظامی
minor skirmishes
درگیریهای جزئی
armed skirmishes
درگیریهای مسلحانه
local skirmishes
درگیریهای محلی
recent skirmishes
درگیریهای اخیر
ongoing skirmishes
درگیریهای مداوم
isolated skirmishes
درگیریهای جداگانه
civil skirmishes
درگیریهای مدنی
the soldiers engaged in skirmishes along the border.
سربازان در درگیریهای سبک در امتداد مرز شرکت کردند.
skirmishes broke out between the rival factions.
درگیریهای سبک بین جناحهای رقیب درگرفت.
they often had skirmishes during the training exercises.
آنها اغلب در طول تمرینات آموزشی درگیریهای سبکی داشتند.
the skirmishes lasted for several weeks.
درگیریهای سبک برای چندین هفته ادامه داشت.
after the skirmishes, a ceasefire was declared.
پس از درگیریهای سبک، آتشبس اعلام شد.
both sides suffered losses in the skirmishes.
هر دو طرف در درگیریهای سبک تلفاتی متحمل شدند.
the skirmishes were a prelude to a larger conflict.
درگیریهای سبک پیشدرآمد یک درگیری بزرگتر بود.
local forces are preparing for potential skirmishes.
نیروهای محلی برای درگیریهای احتمالی آمادهسازی میکنند.
skirmishes often occur in disputed territories.
درگیریهای سبک اغلب در مناطق مورد مناقشه رخ میدهد.
the commander reported the skirmishes to higher authorities.
فرمانده درگیریهای سبک را به مقامات بالاتر گزارش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید