skulk

[ایالات متحده]/skʌlk/
[بریتانیا]/skʌlk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. کمین کردن; به طور مخفیانه پنهان شدن; از مسئولیت فرار کردن
n. کسی که پنهان می‌شود; کسی که از مسئولیت فرار می‌کند; کسی که به طور مخفیانه عمل می‌کند
Word Forms
جمعskulks
شکل سوم شخص مفردskulks
قسمت سوم فعلskulked
صفت یا فعل حال استمراریskulking
زمان گذشتهskulked

عبارات و ترکیب‌ها

skulk around

دور و بر خزیدن

skulk away

دور شدن به صورت پنهانی

جملات نمونه

don't skulk outside the door like a spy!.

مثل یک جاسوس بیرون درگاه پنهان نشوید!

he spent most of his time skulking about the corridors.

او بیشتر وقت خود را در حال پنهان شدن در راهروها سپری می‌کرد.

Faramir: And where is your skulking friend? That gangrel creature. He had an ill-favored look.

فارامیر: و دوست پنهان‌کار شما کجاست؟ آن موجود گنگرل. چه ظاهری داشت!

" he whispered to his mother, "and look how Skulker has bitten her - how her foot bleeds!"

" او با مادرش زمزمه کرد: "و ببینید اسکلکر چقدر به او گاز زده است - پای او چقدر خونریزی می‌کند!"

and I left her, as merry as she could be, dividing her food between the little dog and Skulker, whose nose she pinched as he ate;

و من او را تنها گذاشتم، تا جایی که می‌توانست خوشحال باشد، غذای خود را بین سگ کوچک و اسکلکر تقسیم کرد، در حالی که او را در بینی می‌فشرد تا بخورد؛

The thief tried to skulk in the shadows.

سارق سعی کرد در سایه‌ها پنهان شود.

He was caught skulking around the building.

او در حال پنهان شدن در اطراف ساختمان دستگیر شد.

The spy skulked behind enemy lines.

جاسوس در پشت خطوط دشمن پنهان شد.

She could see him skulking in the bushes.

او می‌توانست ببیند که او در حال پنهان شدن در بوته‌هاست.

The cat skulked around the house, looking for mice.

گربه در اطراف خانه پنهان شد و به دنبال موش گشت.

He always seemed to skulk away when things got tough.

او همیشه به نظر می‌رسید که وقتی اوضاع سخت می‌شد، پنهان می‌شود.

The criminal skulked in the alley, waiting for his next victim.

جنایتکار در کوچه پنهان شد و منتظر قربانی بعدی خود بود.

She felt a sense of unease as she watched the figure skulk in the distance.

او احساس ناراحتی کرد زیرا فرد را در حال پنهان شدن در دوردست تماشا می‌کرد.

The detective noticed the suspect skulking near the crime scene.

مامور پلیس متوجه مظنون در حال پنهان شدن نزدیک صحنه جرم شد.

It's not wise to skulk around in the dark alleyways.

پنهان شدن در کوچه های تاریک ایده خوبی نیست.

نمونه‌های واقعی

Ove keeps an eye on them as they skulk off.

او در حالی که آنها پنهان می‌شوند، مراقب آنهاست.

منبع: A man named Ove decides to die.

Skulking through the wilderness like a phantom, creeping stealthily through the underbrush.

در حالی که مانند یک شبح در حال خزیدن در طبیعت وحشی هستند، به صورت پنهانی از میان بوته‌ها عبور می‌کنند.

منبع: We Bare Bears

See them out there, skulking around?

آنها را آنجا ببینید، در حال پنهان شدن؟

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

It's a hard thing to skulk and starve in the heather.

پنهان شدن و گرسنگی در هِیتر چیز سختی است.

منبع: New Concept English Vocabulary Book 3 for Speaking

This " glamazon" who skulks around in corners with some random hot fashion guy?

این "گلمزون" که در گوشه ها پنهان می شود با یک مرد مد داغ تصادفی؟

منبع: The Devil Wears Prada

Because he was skulking about in the forest, that makes me trust him even less.

از آنجایی که او در جنگل پنهان شده بود، باعث شد حتی کمتر به او اعتماد کنم.

منبع: The Legend of Merlin

All the boys now ran away, and James skulked across the fields to his home.

همه پسرها اکنون فرار کردند و جیمز به خانه خود در میان مزارع پنهان شد.

منبع: American Original Language Arts Third Volume

Even the sour, old Pope Innocent X began to sweeten on Bernini, as Borromini skulked unhappily through the Vatican corridors.

حتی پاپ پیر و ترش، اینوسنت دهم، شروع به دوست داشتن برنینی کرد، در حالی که بورومینی با ناراحتی در راهروهای واتیکان پنهان می شد.

منبع: The Power of Art - Giovanni Lorenzo Bernini

OK, look. I will find us another place to rendezvous. But I'm not gonna skulk around forever.

باشه، نگاه کن. من یک مکان دیگر برای دیدار با ما پیدا خواهم کرد. اما تا ابد پنهان نمی شوم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

They skulked in an empty chamber off the entrance hall, listening, until they were sure it was deserted.

آنها در یک اتاق خالی خارج از تالار ورودی پنهان شدند و گوش دادند تا مطمئن شدند که آنجا کسی نیست.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید