sliminesses

[ایالات متحده]/ˈslaɪmɪnɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈslaɪmɪnɪsɪz/

ترجمه

n. خاصیت لزج بودن

عبارات و ترکیب‌ها

sliminesses observed

مشاهده لزج شدگی‌ها

various sliminesses

لزج شدگی‌های مختلف

measure sliminesses

اندازه‌گیری لزج شدگی‌ها

examine sliminesses

بررسی لزج شدگی‌ها

detect sliminesses

تشخیص لزج شدگی‌ها

analyze sliminesses

تجزیه و تحلیل لزج شدگی‌ها

report sliminesses

گزارش لزج شدگی‌ها

evaluate sliminesses

ارزیابی لزج شدگی‌ها

identify sliminesses

شناسایی لزج شدگی‌ها

compare sliminesses

مقایسه لزج شدگی‌ها

جملات نمونه

the sliminesses of the wet soil made it difficult to walk.

چربی و لزج بودن خاک نمناک راه رفتن را دشوار می‌کرد.

we discussed the sliminesses of the political situation.

ما در مورد لزج بودن و پیچیدگی شرایط سیاسی بحث کردیم.

his sliminesses in business dealings raised suspicions.

رفتار‌های مشکوک و لغزنده او در معاملات تجاری باعث ایجاد سوءظن شد.

the sliminesses of the fish made it hard to hold.

چربی و لزج بودن ماهی باعث می‌شد گرفتن آن سخت باشد.

she complained about the sliminesses of the gel.

او در مورد لزج بودن ژل شکایت کرد.

he couldn't stand the sliminesses of the food.

او نمی‌توانست لزج بودن غذا را تحمل کند.

the sliminesses of the algae covered the rocks.

چربی و لزج بودن جلبک‌ها سنگ‌ها را پوشاند.

they were concerned about the sliminesses of the negotiations.

آنها نگران لزج بودن و پیچیدگی مذاکرات بودند.

the sliminesses of the situation made it hard to trust anyone.

لزج بودن و پیچیدگی شرایط باعث می‌شد اعتماد به کسی سخت باشد.

he tried to avoid the sliminesses of gossip.

او سعی کرد از شایعات و صحبت‌های لغزنده دوری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید