slimness

[ایالات متحده]/ˈslɪmnəs/
[بریتانیا]/ˈslɪm.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت لاغر بودن؛ وضعیت نازک یا باریک بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

natural slimness

کاهش وزن طبیعی

enhanced slimness

کاهش وزن تقویت شده

achieve slimness

رسیدن به کاهش وزن

promote slimness

ترویج کاهش وزن

slimness goals

اهداف کاهش وزن

slimness benefits

مزایای کاهش وزن

slimness ideals

ایده‌آل‌های کاهش وزن

slimness trends

روندهای کاهش وزن

slimness lifestyle

سبک زندگی کاهش وزن

slimness factors

عوامل کاهش وزن

جملات نمونه

her slimness is often admired by fashion designers.

لاغری او اغلب مورد تحسین طراحان مد است.

he attributes his slimness to a healthy diet and regular exercise.

او لاغری خود را مدیون رژیم غذایی سالم و ورزش منظم است.

the dress accentuates her slimness beautifully.

آن لباس به زیبایی لاغری او را برجسته می کند.

many people strive for slimness in today's society.

بسیاری از مردم در جامعه امروز به دنبال لاغری هستند.

her slimness gives her an elegant appearance.

لاغری او به او ظاهری ظریف می بخشد.

he feels confident about his slimness and fitness level.

او در مورد لاغری و سطح تناسب اندام خود احساس اعتماد به نفس می کند.

maintaining slimness requires discipline and commitment.

حفظ لاغری نیاز به نظم و تعهد دارد.

she often receives compliments on her slimness from friends.

او اغلب از دوستانش در مورد لاغری خود تعریف می شنود.

the trend of slimness has influenced many fashion choices.

روند لاغری بر بسیاری از انتخاب های مد تأثیر گذاشته است.

he believes that slimness is not the only measure of beauty.

او معتقد است که لاغری تنها معیار زیبایی نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید