slow-cooked ribs
کباب سستپечен
slow-cooked stew
گوشت سستپечен
slow-cooked chicken
پنیر سستپечен
slow-cooked meal
غذای سستپечен
being slow-cooked
در حال سستپечен شدن
slow-cooked beef
گوشت گوسفند سستپечен
slow-cooked sauce
سس سستپечен
slow-cooked vegetables
سالاد سستپечен
slow-cooked flavor
طعم سستپечен
we enjoyed a delicious slow-cooked beef stew for dinner last night.
ما شب گذشته از یک گوشت گوسفندی تهیه شده به آرامی در یک کاسه گرم و لذیذ لذت برده ایم.
the aroma of slow-cooked pulled pork filled the entire house.
بوی گوشت خوک کشیده شده به آرامی تمام خانه را پر کرد.
grandma's secret recipe involved a slow-cooked chicken with herbs.
فرمول مخفی نانای من شامل یک گردوی گردوی گوجه فرنگی به آرامی پخته شده بود.
the restaurant is famous for its slow-cooked ribs in barbecue sauce.
این رستوران به خاطر گردن گوسفندی که با سس گریل پخته شده است معروف است.
a slow-cooked lamb shank is perfect for a cold winter evening.
یک گردن گوسفندی به آرامی پخته شده برای یک شب زمستانی سرد ایده آل است.
the slow-cooked vegetables were incredibly tender and flavorful.
سیب زمینی های به آرامی پخته شده بسیار نرم و طعم دار بودند.
we used a slow-cooked method to create a rich, hearty chili.
ما از روش پختن به آرامی برای ایجاد یک چیلی غنی و پر طعم استفاده کردیم.
the slow-cooked short ribs fell off the bone with ease.
گردن گوسفندی کوتاه به آرامی پخته شده به راحتی از استخوان جدا شد.
a slow-cooked apple crumble is a comforting dessert.
یک ترکیب سیب به آرامی پخته شده یک دسر آرامبخش است.
the slow-cooked sauce intensified the flavor of the pasta.
سس به آرامی پخته شده طعم پاستا را تقویت کرد.
we prefer a slow-cooked approach for maximum flavor development.
ما بهترین روش برای توسعه طعم را انتخاب می کنیم.
slow-cooked ribs
کباب سستپечен
slow-cooked stew
گوشت سستپечен
slow-cooked chicken
پنیر سستپечен
slow-cooked meal
غذای سستپечен
being slow-cooked
در حال سستپечен شدن
slow-cooked beef
گوشت گوسفند سستپечен
slow-cooked sauce
سس سستپечен
slow-cooked vegetables
سالاد سستپечен
slow-cooked flavor
طعم سستپечен
we enjoyed a delicious slow-cooked beef stew for dinner last night.
ما شب گذشته از یک گوشت گوسفندی تهیه شده به آرامی در یک کاسه گرم و لذیذ لذت برده ایم.
the aroma of slow-cooked pulled pork filled the entire house.
بوی گوشت خوک کشیده شده به آرامی تمام خانه را پر کرد.
grandma's secret recipe involved a slow-cooked chicken with herbs.
فرمول مخفی نانای من شامل یک گردوی گردوی گوجه فرنگی به آرامی پخته شده بود.
the restaurant is famous for its slow-cooked ribs in barbecue sauce.
این رستوران به خاطر گردن گوسفندی که با سس گریل پخته شده است معروف است.
a slow-cooked lamb shank is perfect for a cold winter evening.
یک گردن گوسفندی به آرامی پخته شده برای یک شب زمستانی سرد ایده آل است.
the slow-cooked vegetables were incredibly tender and flavorful.
سیب زمینی های به آرامی پخته شده بسیار نرم و طعم دار بودند.
we used a slow-cooked method to create a rich, hearty chili.
ما از روش پختن به آرامی برای ایجاد یک چیلی غنی و پر طعم استفاده کردیم.
the slow-cooked short ribs fell off the bone with ease.
گردن گوسفندی کوتاه به آرامی پخته شده به راحتی از استخوان جدا شد.
a slow-cooked apple crumble is a comforting dessert.
یک ترکیب سیب به آرامی پخته شده یک دسر آرامبخش است.
the slow-cooked sauce intensified the flavor of the pasta.
سس به آرامی پخته شده طعم پاستا را تقویت کرد.
we prefer a slow-cooked approach for maximum flavor development.
ما بهترین روش برای توسعه طعم را انتخاب می کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید