snags

[ایالات متحده]/snæɡz/
[بریتانیا]/snæɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مشکلات یا موانع (جمع snag); برآمدگی‌های تیز; کنده‌ها; پارگی‌ها یا پاره‌ها
v. به چیزی تیز گیر کردن (شخص سوم مفرد snag); به سرعت گرفتن; تصاحب کردن; گیر انداختن; باعث گیر کردن شدن; موانع پنهان را برداشتن; مانع شدن; به زمین انداختن; ایجاد مانع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

snags in

مشکلات در

snags during

مشکلات در حین

snags arise

مشکلات ایجاد می شوند

snags ahead

مشکلات پیش رو

snags encountered

مشکلات شناسایی شده

snags resolved

مشکلات حل شده

snags reported

مشکلات گزارش شده

snags identified

مشکلات مشخص شده

snags fixed

مشکلات رفع شده

snags noted

مشکلات مورد توجه قرار گرفت

جملات نمونه

we encountered a few snags during the project.

ما در طول پروژه با چند مشکل مواجه شدیم.

don't worry about the snags; we can work through them.

نگران مشکلات نباشید؛ ما می توانیم از آنها عبور کنیم.

there were some snags in the plan that we need to address.

برخی از مشکلات در برنامه وجود داشت که باید به آنها رسیدگی کنیم.

he managed to fix the snags in his presentation.

او موفق شد مشکلات ارائه‌اش را رفع کند.

we need to identify the snags before moving forward.

ما باید مشکلات را قبل از ادامه شناسایی کنیم.

she faced several snags while organizing the event.

او در حین سازماندهی رویداد با چندین مشکل مواجه شد.

they worked overtime to resolve the snags in the system.

آنها برای رفع مشکلات در سیستم اضافه کار کردند.

despite the snags, the team remained positive.

با وجود مشکلات، تیم همچنان مثبت ماند.

let's discuss the snags we encountered last week.

بیایید مشکلات هفته گذشته را که با آنها مواجه شدیم، مورد بحث قرار دهیم.

she quickly identified the snags in the process.

او به سرعت مشکلات در فرآیند را شناسایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید