sniffle

[ایالات متحده]/'snɪf(ə)l/
[بریتانیا]/'snɪfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. با صدای بلند از طریق بینی نفس کشیدن، به ویژه زمانی که شخص در حال گریه است یا سرماخورده است
n. صدای نفس کشیدن با صدای بلند از طریق بینی؛ عمل مداوم خرخر کردن بینی.
Word Forms
قسمت سوم فعلsniffled
شکل سوم شخص مفردsniffles
زمان گذشتهsniffled
جمعsniffles
صفت یا فعل حال استمراریsniffling

عبارات و ترکیب‌ها

have a sniffle

آبریزش داشتن

sniffle from allergies

آبریزش ناشی از آلرژی

جملات نمونه

There were a few sniffles in the audience at the end of the play.

در پایان نمایش، چند بار عطسه از بین تماشاچیان شنیده می‌شد.

she felt a mild case of the sniffles coming on.

او احساس کرد که علائم خفیف سرماخوردگی شروع شده است.

he was restraining his sniffles rather well.

او به خوبی جلوی دررفتگی بینی خود را کنترل می‌کرد.

Indeed the buxom blonde, who sniffled disingenuously during the hearings, has hardly been a sympathetic figure.

در واقع، زن خوش‌اندام بور مو که در طول جلسات به طور نادرست با حالتی غمگینانه بینی می‌کشید، شخصیتی همدلپذیر نبوده است.

She let out a sniffle as she watched the sad movie.

وقتی فیلم غم‌انگیز را تماشا می‌کرد، یک عطسه کوچک سر داد.

He gave a sniffle and wiped his nose with a tissue.

یک عطسه سر داد و بینی خود را با دستمال پاک کرد.

The cold weather made her sniffle all day.

هوای سرد باعث شد که او تمام روز عطسه کند.

I could hear her sniffle from across the room.

می‌توانستم عطسه او را از آن طرف اتاق بشنوم.

His constant sniffle was annoying everyone in the office.

عطسه مداوم او باعث آزار همه در دفتر شده بود.

She tried to stifle her sniffle during the emotional speech.

او سعی کرد در طول سخنرانی احساسی عطسه خود را سرکوب کند.

The child's sniffle indicated that he was coming down with a cold.

عطسه کودک نشان می‌داد که او در حال مبتلا شدن به سرماخوردگی است.

He let out a loud sniffle, trying to hide his tears.

یک عطسه بلند سر داد، سعی کرد اشک‌های خود را پنهان کند.

The sound of her sniffle echoed in the quiet room.

صدای عطسه او در اتاق آرام طنین‌انداز شد.

She gave a little sniffle before composing herself.

قبل از اینکه خودش را کنترل کند، یک عطسه کوچک سر داد.

نمونه‌های واقعی

So I hid my sniffles and pretended everything was fine.

من عطسه هایم را پنهان کردم و وانمود کردم که همه چیز خوب است.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

And here I was worried I might catch the sniffles.

و من اینجا نگران بودم که ممکن است دچار عطسه شوم.

منبع: Lost Girl Season 2

7 Skip Workouts if You Have a Fever. Exercising when you have the sniffles can have benefits.

اگر تب دارید، 7 تمرین را از دست بدهید. ورزش کردن در حالی که دچار عطسه هستید می تواند فوایدی داشته باشد.

منبع: Reader's Digest Anthology

Wade sniffled, his own words getting to him.

ودد عطسه کرد، کلمات خودش به او رسید.

منبع: Crazy Element City

Someone sniffled in the darkness. " Are you alone" ?

کسی در تاریکی عطسه کرد. "آیا تنها هستید؟"

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

Still sniffling, Marie asked, Is... is it your car?

هنوز هم در حال عطسه کردن، ماری پرسید، آیا... آیا ماشین شماست؟

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

Oh, I have a little bit of a sniffle.

اوه، کمی عطسه دارم.

منبع: Modern Family Season 6

He sniffled, and then he let the tears flow.

او عطسه کرد و سپس اجازه داد اشک ها جاری شوند.

منبع: Crazy Element City

" He was sniffling, " Alayne admitted, " but I saw no blood" .

" او در حال عطسه کردن بود، " آلین اعتراف کرد، " اما من هیچ خونی ندیدم.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

His family sniffled and sobbed, but Ember sat still as a statue, unmoved.

خانواده اش عطسه کردند و گریه کردند، اما امبر هنوز هم به عنوان یک مجسمه نشسته بود، تکان نخورد.

منبع: Crazy Element City

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید