| جمع | snowboards |
| شکل سوم شخص مفرد | snowboards |
| صفت یا فعل حال استمراری | snowboarding |
snowboard gear
تجهیزات اسکی روی برف
snowboard park
پارک اسکی روی برف
snowboard instructor
مربی اسکی روی برف
snowboard competition
مسابقه اسکی روی برف
snowboard tricks
حرکات نمایشی اسکی روی برف
snowboard shop
فروشگاه اسکی روی برف
snowboard rental
اجاره اسکی روی برف
snowboard boots
کفش اسکی روی برف
snowboard helmet
کلاه ایمنی اسکی روی برف
snowboard lesson
درس اسکی روی برف
i love to snowboard in the winter.
من عاشق اسکی روی برف در زمستان هستم.
he bought a new snowboard for the season.
او یک اسکی روی برف جدید برای فصل خرید.
they decided to snowboard at the nearby resort.
آنها تصمیم گرفتند در پیادهروی نزدیک اسکی روی برف کنند.
snowboarding requires good balance and coordination.
اسکی روی برف به تعادل و هماهنگی خوب نیاز دارد.
she took lessons to improve her snowboarding skills.
او برای بهبود مهارتهای اسکی روی برف خود، درس گرفت.
we spent the entire weekend snowboarding.
ما تمام آخر هفته را اسکی روی برف کردیم.
snowboard gear can be quite expensive.
تجهیزات اسکی روی برف میتواند بسیار گران باشد.
he fell while trying to snowboard down the slope.
در حالی که سعی میکرد از سرازیری اسکی روی برف کند، افتاد.
many people enjoy snowboarding during their vacations.
بسیاری از مردم از اسکی روی برف در تعطیلات خود لذت میبرند.
snowboarding is a thrilling winter sport.
اسکی روی برف یک ورزش زمستانی هیجانانگیز است.
snowboard gear
تجهیزات اسکی روی برف
snowboard park
پارک اسکی روی برف
snowboard instructor
مربی اسکی روی برف
snowboard competition
مسابقه اسکی روی برف
snowboard tricks
حرکات نمایشی اسکی روی برف
snowboard shop
فروشگاه اسکی روی برف
snowboard rental
اجاره اسکی روی برف
snowboard boots
کفش اسکی روی برف
snowboard helmet
کلاه ایمنی اسکی روی برف
snowboard lesson
درس اسکی روی برف
i love to snowboard in the winter.
من عاشق اسکی روی برف در زمستان هستم.
he bought a new snowboard for the season.
او یک اسکی روی برف جدید برای فصل خرید.
they decided to snowboard at the nearby resort.
آنها تصمیم گرفتند در پیادهروی نزدیک اسکی روی برف کنند.
snowboarding requires good balance and coordination.
اسکی روی برف به تعادل و هماهنگی خوب نیاز دارد.
she took lessons to improve her snowboarding skills.
او برای بهبود مهارتهای اسکی روی برف خود، درس گرفت.
we spent the entire weekend snowboarding.
ما تمام آخر هفته را اسکی روی برف کردیم.
snowboard gear can be quite expensive.
تجهیزات اسکی روی برف میتواند بسیار گران باشد.
he fell while trying to snowboard down the slope.
در حالی که سعی میکرد از سرازیری اسکی روی برف کند، افتاد.
many people enjoy snowboarding during their vacations.
بسیاری از مردم از اسکی روی برف در تعطیلات خود لذت میبرند.
snowboarding is a thrilling winter sport.
اسکی روی برف یک ورزش زمستانی هیجانانگیز است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید