socked it
آن را به شدت کوبید
socked away
پس انداز کرد
socked up
جذب کرد
socked out
خسته و کوفته
socked in
در آن فرو رفته
socked off
خارج شد
socked around
در اطراف کوبید
socked down
فرو ریخت
socked together
در کنار هم کوبید
socked full
کاملاً پر شده
he socked the ball into the net.
او توپ را به درون شبکه کوبید.
she socked him in the arm playfully.
او به طور بازیگانه او را در بازویش کوبید.
the wind socked the trees during the storm.
باد در طول طوفان درختان را کوبید.
they socked away their savings for a vacation.
آنها پس انداز خود را برای تعطیلات کنار گذاشتند.
he socked his friend with a surprise punch.
او دوستش را با یک مشت غافلگیرانه کوبید.
the boxer socked his opponent in the first round.
بوکسور حریفش را در راند اول کوبید.
she socked her favorite snacks into her backpack.
او میان وعدههای مورد علاقه خود را در کولهپشتیاش گذاشت.
he socked the door shut to keep the noise out.
او در را محکم بست تا صداها را بیرون نگه دارد.
the kids socked away candy for halloween.
کودکان آبنبات را برای هالووین کنار گذاشتند.
she socked her worries away in a journal.
او نگرانیهای خود را در یک دفترچه یادداشت کنار گذاشت.
socked it
آن را به شدت کوبید
socked away
پس انداز کرد
socked up
جذب کرد
socked out
خسته و کوفته
socked in
در آن فرو رفته
socked off
خارج شد
socked around
در اطراف کوبید
socked down
فرو ریخت
socked together
در کنار هم کوبید
socked full
کاملاً پر شده
he socked the ball into the net.
او توپ را به درون شبکه کوبید.
she socked him in the arm playfully.
او به طور بازیگانه او را در بازویش کوبید.
the wind socked the trees during the storm.
باد در طول طوفان درختان را کوبید.
they socked away their savings for a vacation.
آنها پس انداز خود را برای تعطیلات کنار گذاشتند.
he socked his friend with a surprise punch.
او دوستش را با یک مشت غافلگیرانه کوبید.
the boxer socked his opponent in the first round.
بوکسور حریفش را در راند اول کوبید.
she socked her favorite snacks into her backpack.
او میان وعدههای مورد علاقه خود را در کولهپشتیاش گذاشت.
he socked the door shut to keep the noise out.
او در را محکم بست تا صداها را بیرون نگه دارد.
the kids socked away candy for halloween.
کودکان آبنبات را برای هالووین کنار گذاشتند.
she socked her worries away in a journal.
او نگرانیهای خود را در یک دفترچه یادداشت کنار گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید