socked

[ایالات متحده]/sɒkt/
[بریتانیا]/sɑːkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. مستقیم; بی‌طرف
adj. بسیار موفق
n. جوراب کوتاه; موفقیت; (جوراب) نام خانوادگی; (آلمانی) زوک
v. به شدت ضربه زدن; جوراب پوشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

socked it

آن را به شدت کوبید

socked away

پس انداز کرد

socked up

جذب کرد

socked out

خسته و کوفته

socked in

در آن فرو رفته

socked off

خارج شد

socked around

در اطراف کوبید

socked down

فرو ریخت

socked together

در کنار هم کوبید

socked full

کاملاً پر شده

جملات نمونه

he socked the ball into the net.

او توپ را به درون شبکه کوبید.

she socked him in the arm playfully.

او به طور بازیگانه او را در بازویش کوبید.

the wind socked the trees during the storm.

باد در طول طوفان درختان را کوبید.

they socked away their savings for a vacation.

آنها پس انداز خود را برای تعطیلات کنار گذاشتند.

he socked his friend with a surprise punch.

او دوستش را با یک مشت غافلگیرانه کوبید.

the boxer socked his opponent in the first round.

بوکسور حریفش را در راند اول کوبید.

she socked her favorite snacks into her backpack.

او میان وعده‌های مورد علاقه خود را در کوله‌پشتی‌اش گذاشت.

he socked the door shut to keep the noise out.

او در را محکم بست تا صداها را بیرون نگه دارد.

the kids socked away candy for halloween.

کودکان آبنبات را برای هالووین کنار گذاشتند.

she socked her worries away in a journal.

او نگرانی‌های خود را در یک دفترچه یادداشت کنار گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید