sough

[ایالات متحده]/saʊ/
[بریتانیا]/saʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای تمسخر یا اندوهی ایجاد کردن
n. صدای نسیم ملایم یا وزش؛ صدای تمسخر یا اندوه
vi. صدای نرم و خرخرکننده‌ای ایجاد کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریsoughing
زمان گذشتهsoughed
قسمت سوم فعلsoughed
جمعsoughs
شکل سوم شخص مفردsoughs

عبارات و ترکیب‌ها

sough of wind

وزش باد

soughing leaves

برگ‌های وزوا وز

soughing river

رودخانه وزوا وز

sough of trees

وزش باد از درختان

soughing breeze

نسیم وزوا وز

sough of night

وزش شب

soughing sound

صدای وزوا وز

sough of ocean

وزش اقیانوس

soughing air

هوا وزوا وز

soughing grass

چمن‌های وزوا وز

جملات نمونه

the wind began to sough through the trees.

باد شروع به وزیدن در میان درختان کرد.

i could hear the sough of the river from my window.

من می‌توانستم صدای وزش رودخانه را از پنجره‌ام بشنوم.

the leaves sough gently in the breeze.

برگ‌ها به آرامی در نسیم وزیدن می‌کردند.

she loved to listen to the sough of the ocean waves.

او عاشق گوش دادن به صدای امواج اقیانوس بود.

the old house had a sough that made it feel haunted.

خانه قدیمی صدایی داشت که باعث می‌شد احساس کند تسخیر شده است.

as night fell, the sough of the night creatures filled the air.

با غروب شب، صدای موجودات شب هوا را پر کرد.

he described the sough of the wind as a comforting sound.

او صدای وزش باد را به عنوان صدایی دلپذیر توصیف کرد.

the sough of the forest created a peaceful atmosphere.

صدای جنگل فضایی آرام ایجاد کرد.

during the storm, the sough of the wind was deafening.

طی طوفان، صدای وزش باد بسیار بلند بود.

listening to the sough of the leaves was soothing.

گوش دادن به صدای برگ‌ها آرامش‌بخش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید