wind soughs
وزش باد
forest soughs
جنگل وزوز میکند
river soughs
رودخانه وزوز میکند
night soughs
شب وزوز میکند
tree soughs
درخت وزوز میکند
soft soughs
وزوز ملایم
gentle soughs
وزوز آرام
quiet soughs
وزوز بیصدا
echoing soughs
وزوز پژواکدار
mellow soughs
وزوز دلپذیر
the wind soughs through the trees at night.
باد در شب از میان درختان وزوز میکند.
she listened as the river soughs over the rocks.
او به رودخانه ای که از روی سنگ ها وزوز می کرد گوش داد.
the old house soughs with every gust of wind.
خانه قدیمی با هر وزش باد وزوز می کند.
he soughs softly, lost in thought.
او با حالتی آرام و غرق در فکر وزوز می کند.
the leaves soughs gently in the breeze.
برگ ها به آرامی در نسیم وزوز می کنند.
as night falls, the forest soughs with life.
با غروب شب، جنگل با زندگی وزوز می کند.
she could hear the ocean soughs from her balcony.
او می توانست صدای وزوز اقیانوس را از بالکن خود بشنود.
the old man soughs with memories of his youth.
مرد پیر با خاطرات جوانی اش وزوز می کند.
in the quiet night, the wind soughs a lullaby.
در شب آرام، باد نوای لالایی وزوز می کند.
the distant mountains soughs in the evening mist.
کوه های دوردست در مه شب هنگام وزوز می کنند.
wind soughs
وزش باد
forest soughs
جنگل وزوز میکند
river soughs
رودخانه وزوز میکند
night soughs
شب وزوز میکند
tree soughs
درخت وزوز میکند
soft soughs
وزوز ملایم
gentle soughs
وزوز آرام
quiet soughs
وزوز بیصدا
echoing soughs
وزوز پژواکدار
mellow soughs
وزوز دلپذیر
the wind soughs through the trees at night.
باد در شب از میان درختان وزوز میکند.
she listened as the river soughs over the rocks.
او به رودخانه ای که از روی سنگ ها وزوز می کرد گوش داد.
the old house soughs with every gust of wind.
خانه قدیمی با هر وزش باد وزوز می کند.
he soughs softly, lost in thought.
او با حالتی آرام و غرق در فکر وزوز می کند.
the leaves soughs gently in the breeze.
برگ ها به آرامی در نسیم وزوز می کنند.
as night falls, the forest soughs with life.
با غروب شب، جنگل با زندگی وزوز می کند.
she could hear the ocean soughs from her balcony.
او می توانست صدای وزوز اقیانوس را از بالکن خود بشنود.
the old man soughs with memories of his youth.
مرد پیر با خاطرات جوانی اش وزوز می کند.
in the quiet night, the wind soughs a lullaby.
در شب آرام، باد نوای لالایی وزوز می کند.
the distant mountains soughs in the evening mist.
کوه های دوردست در مه شب هنگام وزوز می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید