speckled

[ایالات متحده]/ˈspekəld/
[بریتانیا]/'spɛkld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده یا علامت‌گذاری شده با خال‌ها یا لکه‌ها
Word Forms
قسمت سوم فعلspeckled
زمان گذشتهspeckled

عبارات و ترکیب‌ها

a speckled pattern

الگوهای خال‌دار

speckled feathers

پرهای خال‌دار

جملات نمونه

a large speckled brown egg.

یک تخم قهوه‌ای بزرگ با خال خال

a mountain slope speckled with houses

شیب کوهستانی با خانه های پراکنده

The pond is speckled with foam.

گودال با کف درهم و برهم است.

speckled with patches of colour

نقطه‌نقطی با لکه‌های رنگ

The hen layed three beautiful speckled eggs.

مرغ سه تخم زیبا با خال خال گذاشت.

Speckled lentiginous nevus is characterized by a tan or light brown background patch on which more darkly pigmented macules or papules are randomly distributed.

زگیل لنتیجینوس دانه دار با یک لکه پس زمینه برنزه یا قهوه ای روشن مشخص می شود که لکه های رنگدانه یا پاپول های تیره تر به طور تصادفی توزیع شده اند.

It is an unusual clinical presentation of speckled lentiginous nevus which must be differentiated from benign pigmented lesions due to a potential for malignant changes.

این یک ارائه بالینی غیرمعمول از خال لکه‌دار لنتجینوس است که باید از ضایعات رنگدانه‌ای خوش‌خلق به دلیل احتمال تغییرات بدخیم تشخیص داده شود.

Put the minced lemon grass hearts, chilies, galangal/ginger, shrimp paste, shallots, garlic, and oil in a blender and liquify it into a speckled mush.

قلب‌های چمن لیمو، فلفل چیلی، گالنگال/زنجبیل، خمیر میگو، پیازچه، سیر و روغن را در مخلوط کن بریزید و آن را به یک خمیر لکه دار تبدیل کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید