spiritss

[ایالات متحده]/ˈspɪrɪts/
[بریتانیا]/ˈspɪrɪts/

ترجمه

n. حال; شادی، روحیّت بالا؛ حالت ذهنی؛ روحیّت قوی الکلی؛ الکلی

عبارات و ترکیب‌ها

high spirits

روشومی

low spirits

ناروی

good spirits

روشومی خوب

animal spirits

روشومی حیوانات

lifting spirits

بالا بردن روشومی

evil spirits

روشومی شر

kind spirits

روشومی مهربان

guardian spirits

روشومی حافظ

patriotic spirits

روشومی وطن‌پرست

جملات نمونه

the spirits of the ancestors were said to dwell in this temple.

روhaniت‌های نسل‌های گذشته می‌گویند در این معبد زندگی می‌کنند.

he tried to lift his spirits after the bad news.

او سعی کرد پس از خبر بد روحش را بالا ببرد.

the party was filled with high spirits and laughter.

جشن با روح‌های بالا و خنده پر شده بود.

she found comfort in the company of good spirits.

او از همراهی روح‌های خوب راحتی پیدا کرد.

the cold weather couldn't dampen their spirits.

هوای سرد نتوانست روح‌های آن‌ها را کاهش دهد.

spirits are believed to haunt the old mansion.

روhaniت‌ها معتقدند که خانه قدیمی را می‌گذرانند.

he raised his glass to toast with spirits and wine.

او لیل خود را برای نوشیدن روح‌ها و شراب بالا برد.

the team played with fighting spirits despite the loss.

تیم با روح‌های مبارزه‌ای بازی کرد در حالی که با باخت مواجه بود.

mediums claim to communicate with spirits from the other side.

میانجی‌ها ادعا می‌کنند که با روح‌های از طرف دیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

the festival celebrates the spirits of the harvest.

جشن روح‌های برداشت را جشن می‌گیرد.

keep your spirits up during difficult times.

در زمان‌های دشوار روح‌های خود را بالا نگه دارید.

ancient peoples offered sacrifices to appease angry spirits.

مردم باستان جان‌های خود را برای آرامش روح‌های خشمگار ارائه می‌دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید