sportively

[ایالات متحده]/ˈspɔːtɪvli/
[بریتانیا]/ˈspɔrtɪvli/

ترجمه

adv. به صورت بازیگوش یا نیش دار

عبارات و ترکیب‌ها

sportively competitive

رقابتی و ورزشی

sportively inclined

دارای تمایل ورزشی

sportively playful

ورزشی و بازیگوش

sportively engaging

جذاب ورزشی

sportively active

ورزشی و فعال

sportively friendly

ورزشی و دوستانه

sportively challenging

چالش برانگیز ورزشی

sportively entertaining

سرگرم کننده ورزشی

sportively adventurous

ورزشی و ماجراجویانه

sportively spirited

ورزشی و پر نشاط

جملات نمونه

she sportively challenged her friends to a race.

او به طور ورزشی دوستان خود را به مسابقه دعوت کرد.

he sportively accepted the loss and congratulated the winner.

او با روحیه ورزشی شکست را پذیرفت و به برنده تبریک گفت.

they sportively joked about their team's performance.

آنها به طور ورزشی در مورد عملکرد تیم خود شوخی کردند.

she sportively defended her position during the debate.

او به طور ورزشی از موضع خود در طول بحث دفاع کرد.

he sportively participated in the charity event.

او با روحیه ورزشی در رویداد خیریه شرکت کرد.

they sportively teased each other after the match.

آنها پس از مسابقه به طور ورزشی همدیگر را اذیت کردند.

she sportively encouraged her teammates to do their best.

او به طور ورزشی هم تیمی های خود را تشویق کرد تا بهترین تلاش خود را انجام دهند.

he sportively acknowledged his mistakes and moved on.

او اشتباهات خود را به طور ورزشی پذیرفت و به جلو رفت.

they sportively celebrated their victory with a party.

آنها پیروزی خود را به طور ورزشی با یک مهمانی جشن گرفتند.

she sportively shared tips on improving athletic performance.

او به طور ورزشی نکاتی در مورد بهبود عملکرد ورزشی به اشتراک گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید