spottily

[ایالات متحده]/ˈspɒtɪli/
[بریتانیا]/ˈspɑːt̬əli/

ترجمه

adv. به صورت نامنظم یا با لکه‌ها؛ با لکه‌ها یا قطعات، به طور یکنواخت نیست

عبارات و ترکیب‌ها

spottily distributed

پراکنده نامنظم

spottily lit

نورپردازی نامنظم

spottily supported

پشتیبانی نامنظم

spottily covered

پوشش نامنظم

spottily applied

کاربرد نامنظم

spottily documented

مستندسازی نامنظم

spottily funded

مימון نامنظم

spottily maintained

نگهداری نامنظم

spottily working

کارکرد نامنظم

جملات نمونه

the rain fell spottily throughout the afternoon.

آب و هوایی با بارانی نا منظم در طول بعدازظهر.

her knowledge of history was spottily distributed.

دانش او در مورد تاریخ به طور نا منظم توزیع شده بود.

the paint was applied spottily, leaving uneven patches.

رنگ به طور نا منظم پخش شده و چاکالهای نا منظم باقی گذاشته بود.

the signal came through spottily on the old radio.

سیگنال در رادیو قدیمی به طور نا منظم دریافت می شد.

the flowers bloomed spottily across the meadow.

گل ها در طول مeadow به طور نا منظم گذاشته شدند.

his beard grew spottily, with patches of gray and dark hair.

بازوی او به طور نا منظم رشد کرد، با چاکالهایی از موی خاکستری و تاریک.

the clouds drifted spottily across the blue sky.

ابرها به طور نا منظم در آسمان آبی حرکت کردند.

the information was documented spottily in the archives.

اطلاعات به طور نا منظم در دسته بندی شده بودند.

the trees were planted spottily along the highway.

درختان به طور نا منظم در جاده کاشته شدند.

the student's attendance was spottily throughout the semester.

حضور دانش آموز در طول نیم سال به طور نا منظم بود.

the snow fell spottily, barely covering the ground.

برف به طور نا منظم پخش شد، کمی زمین را پوشاند.

the lights flickered spottily in the old theater.

نورها در تئاتر قدیمی به طور نا منظم لرزیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید