market stalls
چادر فروشی
food stalls
چادر غذایی
the stalls
چادرها
book stalls
چادر کتاب فروشی
craft stalls
چادر دست ساز
flea market stalls
چادر بازارچه
trade stalls
چادر تجارتی
the market stalls sell fresh produce every saturday morning.
بازارچهها هر جمعه صبح تازهترین محصولات را به فروش میگذارند.
she bought handmade jewelry from the craft stalls at the festival.
او یک گردشگر در بازارچههای دست ساز در جشن تهیه کرده بود.
the shower stalls need to be cleaned thoroughly once a week.
بازارچههای دوش یک بار در هفته باید به طور کامل تمیز شوند.
several toilet stalls were out of order during the concert.
در حین کنسرت چند بازارچه توالت از کار افتاده بود.
the horse stalls in the stable were freshly strawbed for the new arrivals.
بازارچههای اسب در سایهگاه با تازهترین تختههای جنس گیاهی برای ورود جدید پر شده بود.
exhibition stalls at the trade show featured the latest technological innovations.
بازارچههای نمایشگاه در نمایشگاه تجاری نوآوریهای فناوری جدید را نمایش دادند.
food stalls along the street offered dishes from many different countries.
بازارچههای غذایی در طول خیابان غذاهایی از کشورهای مختلف را ارائه میدادند.
information stalls near the entrance provided visitors with maps and guides.
بازارچههای اطلاعاتی در نزدیکی ورودی نقشهها و راهنماییها را به بازدیدکنندگان ارائه میدادند.
ticket stalls opened two hours before the performance began.
بازارچههای بلیت دو ساعت قبل از شروع نمایش باز شدند.
the market stalls collapsed under the weight of heavy snowfall.
بازارچهها تحت وزن باران برفی سنگین فروپاشیدند.
vendor stalls at the fair sold everything from toys to traditional clothing.
بازارچههای فروشندگان در بازار نمایشگاه همه چیزی از بازیهای کودکان تا لباسهای سنتی را به فروش میرساندند.
the exhibition halls were filled with dozens of promotional stalls.
سالنهای نمایشگاه با دهها بازارچه تبلیغاتی پر شده بود.
market stalls
چادر فروشی
food stalls
چادر غذایی
the stalls
چادرها
book stalls
چادر کتاب فروشی
craft stalls
چادر دست ساز
flea market stalls
چادر بازارچه
trade stalls
چادر تجارتی
the market stalls sell fresh produce every saturday morning.
بازارچهها هر جمعه صبح تازهترین محصولات را به فروش میگذارند.
she bought handmade jewelry from the craft stalls at the festival.
او یک گردشگر در بازارچههای دست ساز در جشن تهیه کرده بود.
the shower stalls need to be cleaned thoroughly once a week.
بازارچههای دوش یک بار در هفته باید به طور کامل تمیز شوند.
several toilet stalls were out of order during the concert.
در حین کنسرت چند بازارچه توالت از کار افتاده بود.
the horse stalls in the stable were freshly strawbed for the new arrivals.
بازارچههای اسب در سایهگاه با تازهترین تختههای جنس گیاهی برای ورود جدید پر شده بود.
exhibition stalls at the trade show featured the latest technological innovations.
بازارچههای نمایشگاه در نمایشگاه تجاری نوآوریهای فناوری جدید را نمایش دادند.
food stalls along the street offered dishes from many different countries.
بازارچههای غذایی در طول خیابان غذاهایی از کشورهای مختلف را ارائه میدادند.
information stalls near the entrance provided visitors with maps and guides.
بازارچههای اطلاعاتی در نزدیکی ورودی نقشهها و راهنماییها را به بازدیدکنندگان ارائه میدادند.
ticket stalls opened two hours before the performance began.
بازارچههای بلیت دو ساعت قبل از شروع نمایش باز شدند.
the market stalls collapsed under the weight of heavy snowfall.
بازارچهها تحت وزن باران برفی سنگین فروپاشیدند.
vendor stalls at the fair sold everything from toys to traditional clothing.
بازارچههای فروشندگان در بازار نمایشگاه همه چیزی از بازیهای کودکان تا لباسهای سنتی را به فروش میرساندند.
the exhibition halls were filled with dozens of promotional stalls.
سالنهای نمایشگاه با دهها بازارچه تبلیغاتی پر شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید