stayss

[ایالات متحده]/steɪz/
[بریتانیا]/steɪz/

ترجمه

n. عمل ماندن؛ حمایت یا وابستگی؛ کمربند زنان

عبارات و ترکیب‌ها

stays

می‌ماند

stays put

در جای خود می‌ماند

stays home

در خانه می‌ماند

جملات نمونه

she stays young at heart despite her age.

او در دل جوان می‌ماند، گرچه سن بالایی دارد.

the weather stays the same throughout the week.

آب و هوا در طول هفته یکسان می‌ماند.

he stays home when he is sick.

او وقتی که بیمار است، در خانه می‌ماند.

they stay calm during emergencies.

آن‌ها در مواقع اضطراری آرام می‌مانند.

the company stays focused on its goals.

شرکت روی اهداف خود متمرکز می‌ماند.

she stays positive even in difficult times.

او در زمان‌های دشوار هم مثبت می‌ماند.

the secret stays between us.

سرریز بین ما می‌ماند.

he stays out of trouble.

او از مشکلات دور می‌ماند.

the building stays strong after the earthquake.

ساختمان پس از زلزله قوی می‌ماند.

she stays connected with her friends online.

او از طریق اینترنت با دوستان خود ارتباط حفظ می‌کند.

he stays up late to finish his work.

او به دیر بیدار می‌ماند تا کارش را تمام کند.

the tradition stays alive in our family.

آداب و رسوم در خانواده ما زنده می‌ماند.

the old man stays strong with daily exercise.

آقای باسن بالا با تمرین روزانه قوی می‌ماند.

the child stays quiet during the movie.

کودک در طول فیلم آرام می‌ماند.

our friendship stays forever.

دوستی ما برای همیشه می‌ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید