strives

[ایالات متحده]/straɪvz/
[بریتانیا]/straɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درگیری‌ها یا مبارزات
v. تلاش‌های زیادی برای دستیابی به چیزی انجام دادن

عبارات و ترکیب‌ها

strives for excellence

برای برتری تلاش می‌کند

strives to improve

برای بهبود تلاش می‌کند

strives for success

برای موفقیت تلاش می‌کند

strives for balance

برای تعادل تلاش می‌کند

strives to achieve

برای دستیابی تلاش می‌کند

strives for harmony

برای هماهنگی تلاش می‌کند

strives to excel

برای برتری تلاش می‌کند

strives for justice

برای عدالت تلاش می‌کند

strives for growth

برای رشد تلاش می‌کند

strives to unite

برای متحد کردن تلاش می‌کند

جملات نمونه

the team strives for excellence in every project.

تیم برای دستیابی به برتری در هر پروژه تلاش می‌کند.

she strives to improve her skills every day.

او برای بهبود مهارت‌های خود هر روز تلاش می‌کند.

he strives to maintain a healthy work-life balance.

او برای حفظ تعادل سالم بین کار و زندگی تلاش می‌کند.

the organization strives to help those in need.

سازمان برای کمک به نیازمندان تلاش می‌کند.

she always strives to be the best in her class.

او همیشه تلاش می‌کند تا بهترین دانش‌آموز در کلاس خود باشد.

the athlete strives to break the world record.

ورزشکار برای شکستن رکورد جهانی تلاش می‌کند.

the company strives to innovate and stay competitive.

شرکت برای نوآوری و حفظ رقابت‌پذیری تلاش می‌کند.

he strives for personal growth and development.

او برای رشد و توسعه شخصی تلاش می‌کند.

the student strives to understand complex concepts.

دانشجو تلاش می‌کند تا مفاهیم پیچیده را درک کند.

they strive to create a more inclusive environment.

آنها تلاش می‌کنند تا محیطی فراگیرتر ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید