subsidy-dependent industries
صنایع وابسته به کمک مالی
becoming subsidy-dependent
در حال شدن وابسته به کمک مالی
highly subsidy-dependent
بسیار وابسته به کمک مالی
subsidy-dependent sectors
بخشهای وابسته به کمک مالی
were subsidy-dependent
وابسته به کمک مالی بودند
subsidy-dependent firms
شرکتهای وابسته به کمک مالی
too subsidy-dependent
بسیار وابسته به کمک مالی
subsidy-dependent projects
پروژههای وابسته به کمک مالی
being subsidy-dependent
در حال بودن وابسته به کمک مالی
subsidy-dependent economy
اقتصاد وابسته به کمک مالی
the struggling farm was heavily subsidy-dependent, relying on government payments to stay afloat.
کشاورزی در حال فروپاشی به شدت وابسته به کمکهای دولتی بود و به پرداختهای دولتی برای ادامه فعالیت خود نیاز داشت.
many renewable energy projects are subsidy-dependent, making their long-term viability questionable.
بسیاری از پروژههای انرژیهای تجدیدپذیر به کمکهای دولتی وابستهاند که این باعث شک در پایداری آنها در بلند مدت میشود.
the industry became subsidy-dependent after trade barriers were removed, creating an unfair playing field.
این صنعت پس از حذف موانع تجاری به کمکهای دولتی وابسته شد و این باعث ایجاد یک میدان رقابتی نا fairly شد.
we need to reduce the economy's reliance on being subsidy-dependent and foster genuine growth.
ما نیاز داریم تا وابستگی اقتصاد به کمکهای دولتی را کاهش دهیم و رشد واقعی را تشویق کنیم.
the company's performance was artificially inflated due to being subsidy-dependent on government contracts.
عملکرد شرکت به دلیل وابستگی آن به قراردادهای دولتی به طور مصنوعی افزایش یافته بود.
a subsidy-dependent business model is rarely sustainable in the long run without external support.
یک مدل کسب و کار وابسته به کمکهای دولتی بدون حمایت خارجی در بلند مدت نادرآ و پایدار است.
the report highlighted how subsidy-dependent the fishing industry had become over the past decade.
گزارش این را تأکید کرد که صنعت ماهیگیری در طول ده سال گذشته چقدر به کمکهای دولتی وابسته شده است.
moving away from being subsidy-dependent will require significant structural reforms in the sector.
برای دوری از وابستگی به کمکهای دولتی، اصلاحات ساختاری قابل توجهی در این بخش لازم است.
the government is trying to phase out policies that make the sector so subsidy-dependent.
دولت در حال تلاش برای کاهش سیاستهایی است که باعث میشود این بخش به اندازه زیادی به کمکهای دولتی وابسته شود.
becoming subsidy-dependent can stifle innovation and create inefficiencies within the market.
شدن وابسته به کمکهای دولتی میتواند نوآوری را کاهش دهد و کمکهای ناکارآمد در بازار ایجاد کند.
the analysis showed a strong correlation between subsidy-dependent industries and political lobbying.
تحلیل نشان داد که بین صنایع وابسته به کمکهای دولتی و رایدهی سیاسی ارتباط قویای وجود دارد.
subsidy-dependent industries
صنایع وابسته به کمک مالی
becoming subsidy-dependent
در حال شدن وابسته به کمک مالی
highly subsidy-dependent
بسیار وابسته به کمک مالی
subsidy-dependent sectors
بخشهای وابسته به کمک مالی
were subsidy-dependent
وابسته به کمک مالی بودند
subsidy-dependent firms
شرکتهای وابسته به کمک مالی
too subsidy-dependent
بسیار وابسته به کمک مالی
subsidy-dependent projects
پروژههای وابسته به کمک مالی
being subsidy-dependent
در حال بودن وابسته به کمک مالی
subsidy-dependent economy
اقتصاد وابسته به کمک مالی
the struggling farm was heavily subsidy-dependent, relying on government payments to stay afloat.
کشاورزی در حال فروپاشی به شدت وابسته به کمکهای دولتی بود و به پرداختهای دولتی برای ادامه فعالیت خود نیاز داشت.
many renewable energy projects are subsidy-dependent, making their long-term viability questionable.
بسیاری از پروژههای انرژیهای تجدیدپذیر به کمکهای دولتی وابستهاند که این باعث شک در پایداری آنها در بلند مدت میشود.
the industry became subsidy-dependent after trade barriers were removed, creating an unfair playing field.
این صنعت پس از حذف موانع تجاری به کمکهای دولتی وابسته شد و این باعث ایجاد یک میدان رقابتی نا fairly شد.
we need to reduce the economy's reliance on being subsidy-dependent and foster genuine growth.
ما نیاز داریم تا وابستگی اقتصاد به کمکهای دولتی را کاهش دهیم و رشد واقعی را تشویق کنیم.
the company's performance was artificially inflated due to being subsidy-dependent on government contracts.
عملکرد شرکت به دلیل وابستگی آن به قراردادهای دولتی به طور مصنوعی افزایش یافته بود.
a subsidy-dependent business model is rarely sustainable in the long run without external support.
یک مدل کسب و کار وابسته به کمکهای دولتی بدون حمایت خارجی در بلند مدت نادرآ و پایدار است.
the report highlighted how subsidy-dependent the fishing industry had become over the past decade.
گزارش این را تأکید کرد که صنعت ماهیگیری در طول ده سال گذشته چقدر به کمکهای دولتی وابسته شده است.
moving away from being subsidy-dependent will require significant structural reforms in the sector.
برای دوری از وابستگی به کمکهای دولتی، اصلاحات ساختاری قابل توجهی در این بخش لازم است.
the government is trying to phase out policies that make the sector so subsidy-dependent.
دولت در حال تلاش برای کاهش سیاستهایی است که باعث میشود این بخش به اندازه زیادی به کمکهای دولتی وابسته شود.
becoming subsidy-dependent can stifle innovation and create inefficiencies within the market.
شدن وابسته به کمکهای دولتی میتواند نوآوری را کاهش دهد و کمکهای ناکارآمد در بازار ایجاد کند.
the analysis showed a strong correlation between subsidy-dependent industries and political lobbying.
تحلیل نشان داد که بین صنایع وابسته به کمکهای دولتی و رایدهی سیاسی ارتباط قویای وجود دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید