subsidy-dependent

[ایالات متحده]/[ˈsʌbsɪdɪ dɪˈpendənt]/
[بریتانیا]/[ˈsʌbsɪdɪ dɪˈpendənt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به دلیل کمک مالی؛ وابسته به کمک مالی؛ با ویژگی وابستگی به کمک مالی.

عبارات و ترکیب‌ها

subsidy-dependent industries

صنایع وابسته به کمک مالی

becoming subsidy-dependent

در حال شدن وابسته به کمک مالی

highly subsidy-dependent

بسیار وابسته به کمک مالی

subsidy-dependent sectors

بخش‌های وابسته به کمک مالی

were subsidy-dependent

وابسته به کمک مالی بودند

subsidy-dependent firms

شرکت‌های وابسته به کمک مالی

too subsidy-dependent

بسیار وابسته به کمک مالی

subsidy-dependent projects

پروژه‌های وابسته به کمک مالی

being subsidy-dependent

در حال بودن وابسته به کمک مالی

subsidy-dependent economy

اقتصاد وابسته به کمک مالی

جملات نمونه

the struggling farm was heavily subsidy-dependent, relying on government payments to stay afloat.

کشاورزی در حال فروپاشی به شدت وابسته به کمک‌های دولتی بود و به پرداخت‌های دولتی برای ادامه فعالیت خود نیاز داشت.

many renewable energy projects are subsidy-dependent, making their long-term viability questionable.

بسیاری از پروژه‌های انرژی‌های تجدیدپذیر به کمک‌های دولتی وابسته‌اند که این باعث شک در پایداری آن‌ها در بلند مدت می‌شود.

the industry became subsidy-dependent after trade barriers were removed, creating an unfair playing field.

این صنعت پس از حذف موانع تجاری به کمک‌های دولتی وابسته شد و این باعث ایجاد یک میدان رقابتی نا fairly شد.

we need to reduce the economy's reliance on being subsidy-dependent and foster genuine growth.

ما نیاز داریم تا وابستگی اقتصاد به کمک‌های دولتی را کاهش دهیم و رشد واقعی را تشویق کنیم.

the company's performance was artificially inflated due to being subsidy-dependent on government contracts.

عملکرد شرکت به دلیل وابستگی آن به قراردادهای دولتی به طور مصنوعی افزایش یافته بود.

a subsidy-dependent business model is rarely sustainable in the long run without external support.

یک مدل کسب و کار وابسته به کمک‌های دولتی بدون حمایت خارجی در بلند مدت نادرآ و پایدار است.

the report highlighted how subsidy-dependent the fishing industry had become over the past decade.

گزارش این را تأکید کرد که صنعت ماهیگیری در طول ده سال گذشته چقدر به کمک‌های دولتی وابسته شده است.

moving away from being subsidy-dependent will require significant structural reforms in the sector.

برای دوری از وابستگی به کمک‌های دولتی، اصلاحات ساختاری قابل توجهی در این بخش لازم است.

the government is trying to phase out policies that make the sector so subsidy-dependent.

دولت در حال تلاش برای کاهش سیاست‌هایی است که باعث می‌شود این بخش به اندازه زیادی به کمک‌های دولتی وابسته شود.

becoming subsidy-dependent can stifle innovation and create inefficiencies within the market.

شدن وابسته به کمک‌های دولتی می‌تواند نوآوری را کاهش دهد و کمک‌های ناکارآمد در بازار ایجاد کند.

the analysis showed a strong correlation between subsidy-dependent industries and political lobbying.

تحلیل نشان داد که بین صنایع وابسته به کمک‌های دولتی و رای‌دهی سیاسی ارتباط قوی‌ای وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید