sugarcoated lies
دروغهای با پوشش شیرین
sugarcoated words
کلمات با پوشش شیرین
sugarcoating the truth
پوشش شیرین کردن حقیقت
sugarcoated version
نسخه با پوشش شیرین
sugarcoated deal
معامله با پوشش شیرین
sugarcoated promise
قول با پوشش شیرین
sugarcoated story
داستان با پوشش شیرین
sugarcoated reality
واقعیت با پوشش شیرین
sugarcoated outcome
نتیجه با پوشش شیرین
sugarcoated presentation
ارائه با پوشش شیرین
the politician's speech was sugarcoated with promises of a better future.
سخنرانی سیاستمدار با وعدههای آیندهای بهتر، رنگ و وارنگ شده بود.
don't believe everything you hear; some advice is sugarcoated.
همه چیز را باور نکنید؛ برخی از مشاورهها رنگ و وارنگ هستند.
the company's report sugarcoated the negative financial results.
گزارش شرکت، نتایج مالی منفی را رنگ و وارنگ کرد.
she gave a sugarcoated explanation for her tardiness.
او برای دیر رسیدنش، توضیحی رنگ و وارنگ ارائه داد.
the deal seemed attractive, but it was ultimately sugarcoated.
معامله جذاب به نظر میرسید، اما در نهایت رنگ و وارنگ بود.
his criticism was sugarcoated to avoid hurting her feelings.
برای جلوگیری از ناراحتی او، انتقادش را رنگ و وارنگ کرد.
the news was sugarcoated to maintain public morale.
برای حفظ روحیه عمومی، اخبار را رنگ و وارنگ کردند.
the product description was heavily sugarcoated to attract buyers.
برای جذب خریداران، توضیحات محصول به شدت رنگ و وارنگ بود.
the truth can be harsh, but sugarcoating it doesn't help.
حقیقت میتواند سخت باشد، اما رنگ و وارنگ کردن آن کمک نمیکند.
he sugarcoated his disappointment with a forced smile.
او ناامیدی خود را با لبخندی اجباری رنگ و وارنگ کرد.
the presentation was sugarcoated with impressive visuals.
ارائه با جلوههای بصری چشمگیر، رنگ و وارنگ شده بود.
sugarcoated lies
دروغهای با پوشش شیرین
sugarcoated words
کلمات با پوشش شیرین
sugarcoating the truth
پوشش شیرین کردن حقیقت
sugarcoated version
نسخه با پوشش شیرین
sugarcoated deal
معامله با پوشش شیرین
sugarcoated promise
قول با پوشش شیرین
sugarcoated story
داستان با پوشش شیرین
sugarcoated reality
واقعیت با پوشش شیرین
sugarcoated outcome
نتیجه با پوشش شیرین
sugarcoated presentation
ارائه با پوشش شیرین
the politician's speech was sugarcoated with promises of a better future.
سخنرانی سیاستمدار با وعدههای آیندهای بهتر، رنگ و وارنگ شده بود.
don't believe everything you hear; some advice is sugarcoated.
همه چیز را باور نکنید؛ برخی از مشاورهها رنگ و وارنگ هستند.
the company's report sugarcoated the negative financial results.
گزارش شرکت، نتایج مالی منفی را رنگ و وارنگ کرد.
she gave a sugarcoated explanation for her tardiness.
او برای دیر رسیدنش، توضیحی رنگ و وارنگ ارائه داد.
the deal seemed attractive, but it was ultimately sugarcoated.
معامله جذاب به نظر میرسید، اما در نهایت رنگ و وارنگ بود.
his criticism was sugarcoated to avoid hurting her feelings.
برای جلوگیری از ناراحتی او، انتقادش را رنگ و وارنگ کرد.
the news was sugarcoated to maintain public morale.
برای حفظ روحیه عمومی، اخبار را رنگ و وارنگ کردند.
the product description was heavily sugarcoated to attract buyers.
برای جذب خریداران، توضیحات محصول به شدت رنگ و وارنگ بود.
the truth can be harsh, but sugarcoating it doesn't help.
حقیقت میتواند سخت باشد، اما رنگ و وارنگ کردن آن کمک نمیکند.
he sugarcoated his disappointment with a forced smile.
او ناامیدی خود را با لبخندی اجباری رنگ و وارنگ کرد.
the presentation was sugarcoated with impressive visuals.
ارائه با جلوههای بصری چشمگیر، رنگ و وارنگ شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید