sun-kissed

[ایالات متحده]/[sʌn kɪst]/
[بریتانیا]/[sʌn kɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. برنزه شده توسط آفتاب؛ داشتن رنگدانه‌ی قهوه‌ای طلایی؛ به خوشایندی گرم شده توسط آفتاب.
adv. لمس یا گرم شده توسط آفتاب.

عبارات و ترکیب‌ها

sun-kissed skin

پوست آفتاب‌سوخته

sun-kissed hair

موهای آفتاب‌سوخته

sun-kissed beach

ساحل آفتاب‌سوخته

sun-kissed glow

درخشش آفتاب‌سوخته

getting sun-kissed

آفتاب سوختن

sun-kissed afternoon

بعد از ظهر آفتاب‌سوخته

sun-kissed face

چهره آفتاب‌سوخته

sun-kissed lips

لب‌های آفتاب‌سوخته

sun-kissed meadow

چمنزار آفتاب‌سوخته

sun-kissed waves

امواج آفتاب‌سوخته

جملات نمونه

she had sun-kissed skin after a day at the beach.

او بعد از یک روز در ساحل، پوست آفتاب‌سوخته‌ای داشت.

the sun-kissed sand was warm beneath our feet.

ماسا گرم بود زیر پای ما.

we enjoyed a sun-kissed afternoon sipping lemonade.

ما از یک بعد از ظهر آفتابی نوشیدن لیموناد لذت بردیم.

the sun-kissed leaves shimmered in the autumn light.

برگ‌های آفتاب‌سوخته در نور پاییزی می‌درخشیدند.

his sun-kissed hair contrasted with his blue eyes.

موهای آفتاب‌سوخته‌اش با چشمان آبی‌اش تضاد داشت.

the sun-kissed waves crashed against the shore.

امواج آفتاب‌سوخته به ساحل برخورد کردند.

she wore a sun-kissed dress to the summer party.

او یک لباس آفتاب‌سوخته به مهمانی تابستانی پوشید.

the sun-kissed mountains looked majestic in the distance.

کوه‌های آفتاب‌سوخته در دوردست باشکوه به نظر می‌رسیدند.

we spent a sun-kissed morning hiking in the hills.

ما یک صبح آفتابی را در کوه‌ها پیاده‌روی کردیم.

the sun-kissed glow on her face was beautiful.

درخشش آفتاب‌سوخته روی صورتش زیبا بود.

the sun-kissed fields stretched as far as the eye could see.

زمین‌های آفتاب‌سوخته تا آنجا که چشم می‌دید گسترش یافته بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید