suntanned

[ایالات متحده]/ˈsʌntænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تیره شده به دلیل قرار گرفتن در معرض آفتاب
Word Forms
قسمت سوم فعلsuntanned
زمان گذشتهsuntanned

جملات نمونه

She came back from the beach suntanned and relaxed.

او از ساحل با رنگ برنزه و آرامش برگشت.

I want to get suntanned on my vacation in Hawaii.

من می‌خواهم در تعطیلاتم در هاوایی برنزه شوم.

He spent the entire summer getting suntanned by the pool.

او تمام تابستان را کنار استخر برنزه شدن گذراند.

Her suntanned skin looked glowing and healthy.

پوست برنزه او درخشان و سالم به نظر می‌رسید.

The suntanned lifeguard watched over the swimmers carefully.

نجات غریق برنزه با دقت بر روی شناگران نظارت داشت.

After a week at the beach, she was beautifully suntanned.

بعد از یک هفته در ساحل، او به زیبایی برنزه شده بود.

He applied sunscreen to avoid getting too suntanned.

او کرم ضد آفتاب زد تا زیاد برنزه نشود.

The tourists returned from their tropical vacation suntanned and happy.

گردشگران با رنگ برنزه و خوشحال از تعطیلات گرمسیری خود بازگشتند.

She wore a wide-brimmed hat to protect her face from getting suntanned.

او یک کلاه لبه‌دار پوشید تا از برنزه شدن صورتش محافظت کند.

He looked rugged and suntanned after spending a month hiking in the mountains.

او بعد از گذراندن یک ماه در کوه‌ها پیاده‌روی کرد، رنگ برنزه و زمخت به نظر می‌رسید.

نمونه‌های واقعی

He also had very short hair and was suntanned.

او همچنین موهای بسیار کوتاه داشت و آفتاب سوخته بود.

منبع: Hear England

She's suntanned, wearing a red dress, and looking so happy.

او آفتاب سوخته، لباس قرمز پوشیده و خیلی خوشحال به نظر می رسد.

منبع: A man named Ove decides to die.

There's nothing around here but one great big suntanned hangover.

در اینجا چیزی وجود ندارد جز یک سمحنگی آفتاب سوخته بزرگ.

منبع: The Long Farewell (Part Two)

They would have given anything to have that swarthy suntanned skin of his, and his glittering notoriety; and Tom would not have parted with either for a circus.

آنها حاضر بودند برای داشتن آن پوست آفتاب سوخته و تیره او و شهرت درخشانش هر کاری انجام دهند؛ و تام حاضر نبود به خاطر سیرک هیچ کدام را از دست بدهد.

منبع: The Adventures of Tom Sawyer

Some, whom I did not even know by name, showed concern over my health and went about inquiring after me. It was not until they saw my suntanned face and arms that they began to smile a smile of relief.

بعضی ها که حتی اسم آنها را نمی شناختم، نگران سلامتی من بودند و به دنبال من می گشتند. تا اینکه آنها چهره و بازوهای آفتاب سوخته من را دیدند، لبخند آسایش زدند.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید