supersede

[ایالات متحده]/ˌsuːpəˈsiːd/
[بریتانیا]/ˌsuːpərˈsiːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. جایگزین کردن، به جای چیزی قرار دادن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsupersedes
قسمت سوم فعلsuperseded
زمان گذشتهsuperseded
صفت یا فعل حال استمراریsuperseding

جملات نمونه

The new supersedes the old.

نو جایگزین قدیمی می‌شود.

The sailing ships were superseded by the steamships.

کشتی‌های بادبانی توسط کشتی‌های بخار جایگزین شدند.

The use of machinery has superseded manual labour.

استفاده از ماشین‌آلات جایگزین نیروی کار دستی شده است.

you wish to have him superseded and to be appointed in his stead .

شما می خواهید او را کنار گذاشته و به جای او منصوب کنید.

7. As a daily vehicle,charry was superseded by automobile.

7. به عنوان وسیله نقلیه روزانه، چارلی جایگزین اتومبیل شد.

In time their modest house was superseded by an elegant structure of glass and steel.

با گذشت زمان، خانه متواضع آنها با یک سازه شیک از شیشه و فولاد جایگزین شد.

No sooner do you buy a computer than they bring out a new one which supersedes it.

به محض اینکه یک کامپیوتر می‌خرید، آنها یک کامپیوتر جدید عرضه می‌کنند که آن را جایگزین می‌کند.

Her argument that the selfish-gene model is being superseded by other forms of evolutionary explanation relies on an overinterpretation of those alternatives.

استدلال او مبنی بر اینکه مدل ژن خودخواهانه توسط اشکال دیگر توضیحات تکاملی جایگزین می‌شود، به تفسیر بیش از حد آن جایگزین‌ها متکی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید