surfer

[ایالات متحده]/'sə:fə/
[بریتانیا]/ˈsɚfɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در ورزش موج‌سواری شرکت می‌کند
Word Forms
جمعsurfers

عبارات و ترکیب‌ها

web surfer

گردشگر وب

جملات نمونه

a stream of young surfers fighting the elements to ride the waves.

جریانی از موج‌سواران جوان که با عناصر می‌جنگند تا روی موج‌ها سوار شوند.

The surfers were riding in towards the beach on the crests of the waves.

موج‌سواران به سمت ساحل در حال سواری روی نوک موج‌ها بودند.

Out of surfering, it merges the strongest souls. The most massive characters are shrieled with ghast.

از موج‌سواری، ارواح قوی را با هم ترکیب می‌کند. بزرگترین شخصیت‌ها با وحشت فریاد می‌زنند.

That's a good thing - to look older - 'cause that's exactly what I wanted. I went from a down-to-earth surfer girl, to a sexy punker chick.

این یک چیز خوب است - پیرتر به نظر برسید - زیرا دقیقاً همان چیزی بود که می خواستم. من از یک دختر موج سواری زمینی به یک دختر پانک جذاب تبدیل شدم.

Zilla Anonymous surfer stands as a personal proxy which allow you to surf the internet without being traced, advertisement and popups free browsing.

Zilla Anonymous surfer به عنوان یک نماینده شخصی عمل می کند که به شما امکان می دهد بدون ردیابی، مرور اینترنت بدون تبلیغات و پاپ آپ را تجربه کنید.

The surfer rode the big wave with skill and grace.

موج‌سوار با مهارت و ظرافت سوار موج بزرگ شد.

She is a talented surfer who competes in international competitions.

او یک موج‌سوار با استعداد است که در مسابقات بین‌المللی شرکت می‌کند.

The beach is crowded with surfers enjoying the waves.

ساحل پر از موج‌سوارانی است که از موج‌ها لذت می‌برند.

The surfer wiped out and fell off the board.

موج‌سوار تعادلش را از دست داد و از روی تخته افتاد.

The surfer caught a perfect wave and rode it all the way to shore.

موج‌سوار یک موج عالی را گرفت و تا ساحل سوار آن شد.

Surfers need to be aware of rip currents and other dangers in the water.

موج‌سواران باید از جریان‌های کشندی و سایر خطرات در آب آگاه باشند.

She dreams of becoming a professional surfer and traveling the world.

او رویای تبدیل شدن به یک موج‌سوار حرفه‌ای و سفر در سراسر جهان را دارد.

The surfer wore a wetsuit to stay warm in the cold water.

موج‌سوار برای گرم ماندن در آب سرد از لباس موج‌سواری استفاده کرد.

Surfers often gather at popular surf spots to catch the best waves.

موج‌سواران اغلب در مکان‌های محبوب موج‌سواری برای گرفتن بهترین موج‌ها گرد هم می‌آیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید