non-surfer

[ایالات متحده]/[nɒn ˈsɜːfər]/
[بریتانیا]/[nɒn ˈsɜːrfər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد که ریفیت نمی‌کند.
adj. ریفیت نکردن؛ مرتبط با ریفیت نبودن.

عبارات و ترکیب‌ها

non-surfer zone

منطقه غیر راننده امواج

a non-surfer

یک غیر راننده امواج

being a non-surfer

بودن یک غیر راننده امواج

non-surfers only

فقط غیر رانندگان امواج

was a non-surfer

در گذشته غیر راننده امواج بود

non-surfer status

وضعیت غیر راننده امواج

identify non-surfers

شناسایی غیر رانندگان امواج

non-surfer preference

پسندشدن غیر راننده امواج

like a non-surfer

مانند یک غیر راننده امواج

considered a non-surfer

به عنوان یک غیر راننده امواج در نظر گرفته شد

جملات نمونه

the non-surfer might feel intimidated by the experienced crowd at the beach.

نوسفر کردنی ممکن است توسط گروه تجربه‌ی بالایی در پляج دچار احساس ترس شود.

we need to design a board that appeals to both surfers and non-surfers.

ما نیاز داریم یک برد طراحی کنیم که به هم‌زمان برای نوسفر و غیرنوسفر جذب‌کننده باشد.

even a complete non-surfer can enjoy watching the sunset from the shore.

حتی یک نوسفر کردنی کامل می‌تواند لذت ببرد از دیدن غروب خورشید از ساحل.

the non-surfer’s perspective on the waves was quite different from ours.

نگاه نوسفر کردنی به امواج متفاوتی از ما بود.

many non-surfers simply relax on the sand and soak up the sun.

بسیاری از نوسفر کردنی‌ها فقط روی ریت کردن و خورشید گرفتن راحت می‌شوند.

the surf school offers lessons for both experienced surfers and complete non-surfers.

مدرسه نوسفر درس‌هایی را برای هر دو نوسفر کردنی‌های تجربه‌دار و نوسفر کردنی‌های کامل ارائه می‌دهد.

a non-surfer could still appreciate the beauty of the ocean and coastline.

یک نوسفر کردنی هنوز زیبایی اقیانوس و ساحل را می‌تواند ارزیابی کند.

the non-surfer’s safety was our primary concern during the beach visit.

امنیت نوسفر کردنی در طول بازدید از پляج اولویت اصلی ما بود.

we asked a non-surfer for their opinion on the beach’s overall atmosphere.

ما از یک نوسفر کردنی نظرش درباره‌ی جو کلی پляج را پرسیدیم.

the non-surfer opted to build a sandcastle instead of trying to surf.

نوسفر کردنی انتخاب کرد یک قلعه‌ی شن ساخته شود به جای تلاش برای نوسفر.

even non-surfers can feel the energy of a powerful ocean swell.

حتی نوسفر کردنی‌ها می‌توانند انرژی امواج قوی اقیانوس را احساس کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید