boarder

[ایالات متحده]/'bɔːdə/
[بریتانیا]/'bɔrdɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که به عنوان مهمان زندگی می‌کند، کسی که در یک کشتی سوار می‌شود، کسی که به زور به یک کشتی دشمن سوار می‌شود، دانش‌آموزی که در یک مدرسه زندگی می‌کند.
Word Forms
جمعboarders

جملات نمونه

This school has 300 boarders and 150 day pupils.

این مدرسه دارای 300 خواب‌سرا و 150 دانش‌آموز روزانه است.

'" It was there that that profound remark was made anent a rather greedy paroquet which belonged to a lady boarder:-- "How well bred!

«در آنجا که آن گفته عمیق از یک پرندگان گریزه‌ای که به یک زن اجاره‌کننده متعلق بود، گفته شد: «چقدر خوب پرورش دیده!»

The school has a strict policy regarding boarders.

این مدرسه سیاست سختگیرانه ای در مورد خواب‌سراها دارد.

She decided to take in a boarder to help with the rent.

او تصمیم گرفت یک خواب‌سرا را برای کمک به اجاره‌بها استخدام کند.

The boarder complained about the noise coming from the neighboring room.

خواب‌سرا در مورد سر و صدای اتاق همسایه شکایت کرد.

The boarder's belongings were neatly arranged in the room.

وسایل خواب‌سرا به طور مرتب در اتاق مرتب شده بودند.

The boarder shared a bathroom with the other tenants.

خواب‌سرا یک حمام را با سایر ساکنان به اشتراک گذاشت.

The boarder was asked to vacate the room by the end of the month.

از خواب‌سرا خواسته شد تا پایان ماه اتاق را تخلیه کند.

The boarder's rent included utilities and internet access.

اجاره خواب‌سرا شامل قبوض و دسترسی به اینترنت بود.

The boarder left a note for the landlord before leaving.

خواب‌سرا قبل از رفتن برای موجر یادداشتی گذاشت.

The boarder was a quiet and respectful individual.

خواب‌سرا فردی آرام و محترم بود.

The boarder felt at home in the cozy atmosphere of the house.

خواب‌سرا در فضای دنج خانه احساس راحتی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید