surge

[ایالات متحده]/sɜːdʒ/
[بریتانیا]/sɜːrdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرریز احساس، بیان بدون قید و شرط؛
vi. یک حرکت ناگهانی و قوی به جلو یا بالا، به ویژه توسط یک جمعیت.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریsurging
قسمت سوم فعلsurged
زمان گذشتهsurged
جمعsurges
شکل سوم شخص مفردsurges

عبارات و ترکیب‌ها

power surge

آشفتگی توان

surge of adrenaline

جریان آدرنالین

storm surge

جبهه طوفانی

surge tank

بک Surge

surge protection

محافظت در برابر افزایش ولتاژ

surge chamber

اتاق ضربه ای

surge current

جریان Surge

surge arrester

گیرنده Surge

surge voltage

ولتاژ Surge

surge pressure

فشار Surge

lightning surge

ناگهان رعد و برق

surge protector

محافظ ولتاژ

surge wave

امواج Surge

surge impedance

امپدانس گذرا

pressure surge

افزایش فشار

surge bin

جعبه افزایش

current surge

افزایش جریان

جملات نمونه

a surge of joy.

رشدی از شادی

he felt a surge of anxiety.

او احساس هجوم اضطراب کرد.

Sophie felt a surge of anger.

سوفی احساس خشم شدید کرد.

a sudden surge of adrenaline

یک افزایش ناگهانی آدرنالین

he felt a surge of patriotic emotion.

او احساسات میهنی شدید را تجربه کرد.

this sudden surge of perverted patriotism.

این افزایش ناگهانی وطن‌پرستی تحریف‌شده.

the journalists surged forward.

روزنامه‌نگاران به جلو هجوم آوردند.

A ship surges at anchor.

کشتی در حال لنگر انداختن به جلو می خزد.

The crowd surged out of the stadium.

هواداران از استادیوم بیرون هجوم آوردند.

The stock market surged today.

بازار سهام امروز رشد کرد.

The surge travelled southwards along the coast.

جبهه به سمت جنوب در امتداد ساحل حرکت کرد.

racial tension surged to boiling point.

ناآرامی‌های نژادی به نقطه جوش رسید.

surges and fallaways of house-buying activity.

نوسانات و کاهش فعالیت خرید خانه.

a surge in the crowd behind him jolted him forwards.

یک موج در جمعیت پشت سرش او را به جلو تکان داد.

the initial surge of interest had spent itself .

جریان اولیه علاقه به پایان خود رسیده بود.

the firm predicted a 20% surge in sales.

شرکت پیش بینی کرد که فروش 20 درصد افزایش خواهد یافت.

shares surged to a record high.

سهام به بالاترین حد ثبت شده افزایش یافت.

indignation surged up within her.

خشم در وجود او شعله‌ور شد.

a sudden surge of pure, undiluted happiness.

یک موج ناگهانی شادی خالص و بدون رقیق شدن.

A great wave surged over us.

یک موج بزرگ بر ما هجوم آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید