power surge
آشفتگی توان
surge of adrenaline
جریان آدرنالین
storm surge
جبهه طوفانی
surge tank
بک Surge
surge protection
محافظت در برابر افزایش ولتاژ
surge chamber
اتاق ضربه ای
surge current
جریان Surge
surge arrester
گیرنده Surge
surge voltage
ولتاژ Surge
surge pressure
فشار Surge
lightning surge
ناگهان رعد و برق
surge protector
محافظ ولتاژ
surge wave
امواج Surge
surge impedance
امپدانس گذرا
pressure surge
افزایش فشار
surge bin
جعبه افزایش
current surge
افزایش جریان
a surge of joy.
رشدی از شادی
he felt a surge of anxiety.
او احساس هجوم اضطراب کرد.
Sophie felt a surge of anger.
سوفی احساس خشم شدید کرد.
a sudden surge of adrenaline
یک افزایش ناگهانی آدرنالین
he felt a surge of patriotic emotion.
او احساسات میهنی شدید را تجربه کرد.
this sudden surge of perverted patriotism.
این افزایش ناگهانی وطنپرستی تحریفشده.
the journalists surged forward.
روزنامهنگاران به جلو هجوم آوردند.
A ship surges at anchor.
کشتی در حال لنگر انداختن به جلو می خزد.
The crowd surged out of the stadium.
هواداران از استادیوم بیرون هجوم آوردند.
The stock market surged today.
بازار سهام امروز رشد کرد.
The surge travelled southwards along the coast.
جبهه به سمت جنوب در امتداد ساحل حرکت کرد.
racial tension surged to boiling point.
ناآرامیهای نژادی به نقطه جوش رسید.
surges and fallaways of house-buying activity.
نوسانات و کاهش فعالیت خرید خانه.
a surge in the crowd behind him jolted him forwards.
یک موج در جمعیت پشت سرش او را به جلو تکان داد.
the initial surge of interest had spent itself .
جریان اولیه علاقه به پایان خود رسیده بود.
the firm predicted a 20% surge in sales.
شرکت پیش بینی کرد که فروش 20 درصد افزایش خواهد یافت.
shares surged to a record high.
سهام به بالاترین حد ثبت شده افزایش یافت.
indignation surged up within her.
خشم در وجود او شعلهور شد.
a sudden surge of pure, undiluted happiness.
یک موج ناگهانی شادی خالص و بدون رقیق شدن.
A great wave surged over us.
یک موج بزرگ بر ما هجوم آورد.
power surge
آشفتگی توان
surge of adrenaline
جریان آدرنالین
storm surge
جبهه طوفانی
surge tank
بک Surge
surge protection
محافظت در برابر افزایش ولتاژ
surge chamber
اتاق ضربه ای
surge current
جریان Surge
surge arrester
گیرنده Surge
surge voltage
ولتاژ Surge
surge pressure
فشار Surge
lightning surge
ناگهان رعد و برق
surge protector
محافظ ولتاژ
surge wave
امواج Surge
surge impedance
امپدانس گذرا
pressure surge
افزایش فشار
surge bin
جعبه افزایش
current surge
افزایش جریان
a surge of joy.
رشدی از شادی
he felt a surge of anxiety.
او احساس هجوم اضطراب کرد.
Sophie felt a surge of anger.
سوفی احساس خشم شدید کرد.
a sudden surge of adrenaline
یک افزایش ناگهانی آدرنالین
he felt a surge of patriotic emotion.
او احساسات میهنی شدید را تجربه کرد.
this sudden surge of perverted patriotism.
این افزایش ناگهانی وطنپرستی تحریفشده.
the journalists surged forward.
روزنامهنگاران به جلو هجوم آوردند.
A ship surges at anchor.
کشتی در حال لنگر انداختن به جلو می خزد.
The crowd surged out of the stadium.
هواداران از استادیوم بیرون هجوم آوردند.
The stock market surged today.
بازار سهام امروز رشد کرد.
The surge travelled southwards along the coast.
جبهه به سمت جنوب در امتداد ساحل حرکت کرد.
racial tension surged to boiling point.
ناآرامیهای نژادی به نقطه جوش رسید.
surges and fallaways of house-buying activity.
نوسانات و کاهش فعالیت خرید خانه.
a surge in the crowd behind him jolted him forwards.
یک موج در جمعیت پشت سرش او را به جلو تکان داد.
the initial surge of interest had spent itself .
جریان اولیه علاقه به پایان خود رسیده بود.
the firm predicted a 20% surge in sales.
شرکت پیش بینی کرد که فروش 20 درصد افزایش خواهد یافت.
shares surged to a record high.
سهام به بالاترین حد ثبت شده افزایش یافت.
indignation surged up within her.
خشم در وجود او شعلهور شد.
a sudden surge of pure, undiluted happiness.
یک موج ناگهانی شادی خالص و بدون رقیق شدن.
A great wave surged over us.
یک موج بزرگ بر ما هجوم آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید