sweet-talks to
تلاش میکند تا
sweet-talking him
در حال تلاش برای
sweet-talks everyone
همه را میکوشد
sweet-talking around
در حال تلاش برای
sweet-talks well
خوب تلاش میکند
sweet-talked her
او را میکوشد
sweet-talking now
در حال تلاش است
sweet-talks often
اغلب تلاش میکند
sweet-talking them
در حال تلاش برای
sweet-talks always
همیشه تلاش میکند
he sweet-talks his way into getting discounts at the market.
او با گویش نرم به خرید و فروشگاه تخفیف می گیرد.
don't be fooled by his sweet-talks; he's just trying to sell you something.
تو با گویش نرم او گمراه نشو، او فقط سعی دارد چیزی را به تو بفروشد.
the politician's sweet-talks during the campaign were ultimately empty promises.
گویش نرم سیاستمدار در حمله انتخاباتی در نهایت وعده های خالی بود.
she sweet-talked the security guard into letting her through the gate.
او با گویش نرم را اجازه داد تا از درب عبور کند.
i'm wary of anyone who uses too much sweet-talks to get what they want.
من از هر کسی که از گویش نرم زیادی برای دستیابی به چیزی که می خواهد استفاده می کند، می ترسم.
his sweet-talks almost convinced me to invest in the failing business.
گویش نرم او من را تقریباً متقاعد کرد تا در کسب و کاری که در حال فشل است سرمایه گذاری کنم.
the con artist relied on sweet-talks to deceive vulnerable people.
کلاهبردار برای فریب دادن مردم آسیب دیده از گویش نرم استفاده کرد.
she recognized his sweet-talks as a manipulative tactic.
او گویش نرم او را به عنوان یک روش تحریک کننده شناسایی کرد.
despite his sweet-talks, i remained skeptical of his plan.
هر چند گویش نرم او، من به برنامه او همچنان شک داشتم.
the child used sweet-talks to persuade his mother to buy him candy.
کودک با گویش نرم مادرش را متقاعد کرد تا نمک را بخرد.
i ignored his constant sweet-talks and walked away.
من به طور مداوم گویش نرم او را نادیده گرفتم و رفتم.
sweet-talks to
تلاش میکند تا
sweet-talking him
در حال تلاش برای
sweet-talks everyone
همه را میکوشد
sweet-talking around
در حال تلاش برای
sweet-talks well
خوب تلاش میکند
sweet-talked her
او را میکوشد
sweet-talking now
در حال تلاش است
sweet-talks often
اغلب تلاش میکند
sweet-talking them
در حال تلاش برای
sweet-talks always
همیشه تلاش میکند
he sweet-talks his way into getting discounts at the market.
او با گویش نرم به خرید و فروشگاه تخفیف می گیرد.
don't be fooled by his sweet-talks; he's just trying to sell you something.
تو با گویش نرم او گمراه نشو، او فقط سعی دارد چیزی را به تو بفروشد.
the politician's sweet-talks during the campaign were ultimately empty promises.
گویش نرم سیاستمدار در حمله انتخاباتی در نهایت وعده های خالی بود.
she sweet-talked the security guard into letting her through the gate.
او با گویش نرم را اجازه داد تا از درب عبور کند.
i'm wary of anyone who uses too much sweet-talks to get what they want.
من از هر کسی که از گویش نرم زیادی برای دستیابی به چیزی که می خواهد استفاده می کند، می ترسم.
his sweet-talks almost convinced me to invest in the failing business.
گویش نرم او من را تقریباً متقاعد کرد تا در کسب و کاری که در حال فشل است سرمایه گذاری کنم.
the con artist relied on sweet-talks to deceive vulnerable people.
کلاهبردار برای فریب دادن مردم آسیب دیده از گویش نرم استفاده کرد.
she recognized his sweet-talks as a manipulative tactic.
او گویش نرم او را به عنوان یک روش تحریک کننده شناسایی کرد.
despite his sweet-talks, i remained skeptical of his plan.
هر چند گویش نرم او، من به برنامه او همچنان شک داشتم.
the child used sweet-talks to persuade his mother to buy him candy.
کودک با گویش نرم مادرش را متقاعد کرد تا نمک را بخرد.
i ignored his constant sweet-talks and walked away.
من به طور مداوم گویش نرم او را نادیده گرفتم و رفتم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید