sweetmeats

[ایالات متحده]/ˈswiːtmiːts/
[بریتانیا]/ˈswiːtmiːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیرینی‌جات یا اقلام غذایی شیرین

عبارات و ترکیب‌ها

sweetmeats shop

فروشگاه شیرینی

traditional sweetmeats

شیرینی‌های سنتی

assorted sweetmeats

شیرینی‌های متنوع

sweetmeats platter

سینی شیرینی

homemade sweetmeats

شیرینی‌های خانگی

sweetmeats festival

جشنواره شیرینی

exotic sweetmeats

شیرینی‌های egzotik

sweetmeats vendor

فروشنده شیرینی

sweetmeats display

نمایش شیرینی

sweetmeats recipe

دستور شیرینی

جملات نمونه

she brought a selection of sweetmeats to the party.

او مجموعه‌ای از شیرینی‌ها را به مهمانی آورد.

the festival was filled with colorful sweetmeats.

جشنواره پر از شیرینی‌های رنگارنگ بود.

he enjoys making sweetmeats during the holidays.

او از درست کردن شیرینی‌ها در تعطیلات لذت می‌برد.

they offered sweetmeats as a gesture of hospitality.

آنها به عنوان نشانه ای از مهمان نوازی شیرینی ارائه کردند.

sweetmeats are often served at weddings.

شیرینی‌ها اغلب در عروسی سرو می‌شوند.

she has a special recipe for traditional sweetmeats.

او یک دستورالعمل خاص برای شیرینی‌های سنتی دارد.

sweetmeats can be found in many cultures around the world.

شیرینی‌ها را می‌توان در بسیاری از فرهنگ‌های جهان یافت.

he bought sweetmeats from the local market.

او شیرینی‌ها را از بازار محلی خرید.

they enjoyed sweetmeats while watching the sunset.

آنها در حالی که غروب آفتاب را تماشا می‌کردند از شیرینی‌ها لذت بردند.

sweetmeats are a delightful treat for children.

شیرینی‌ها یک خوراکی دلپذیر برای کودکان هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید