swooning

[ایالات متحده]/ˈswuːnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈswuːnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل غش کردن یا از دست دادن هوش
Word Forms
جمعswoonings

عبارات و ترکیب‌ها

swooning fans

هواداران بیهوش

swooning over

بی هوش بودن بر روی

swooning beauty

زیبایی بی هوش

swooning love

عشق بی هوش

swooning crowd

جمعیت بی هوش

swooning gaze

نگاه بی هوش

swooning moment

لحظه بی هوش

swooning song

آهنگ بی هوش

swooning heart

قلب بی هوش

swooning scene

صحنه بی هوش

جملات نمونه

she was swooning over the beautiful sunset.

او در حال ضعف کردن به دلیل غروب خورشید زیبا بود.

fans were swooning at the sight of their favorite singer.

هوادارها در حال ضعف کردن به دلیل دیدن خواننده مورد علاقه خود بودند.

the romantic movie left the audience swooning.

فیلم عاشقانه باعث شد مخاطبان در حال ضعف کردن باشند.

he couldn't help but swoon when she smiled at him.

وقتی او به او لبخند زد، او نتوانست جلوی ضعف کردن خود را بگیرد.

she was swooning with joy at the surprise party.

او از خوشحالی در مهمانی غافلگیرکننده در حال ضعف کردن بود.

he felt himself swooning as he read the love letter.

وقتی نامه عاشقانه را خواند، احساس کرد که در حال ضعف کردن است.

the audience was swooning during the dramatic performance.

مخاطبان در طول اجرای دراماتیک در حال ضعف کردن بودند.

she was swooning over the latest fashion trends.

او در حال ضعف کردن به دلیل آخرین ترندهای مد بود.

he watched her swooning with excitement at the concert.

او تماشاگر بود که او با هیجان در کنسرت در حال ضعف کردن بود.

people were swooning at the delicious aroma of the food.

افراد در حال ضعف کردن به دلیل عطر خوش غذا بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید