symbolism

[ایالات متحده]/'sɪmbəlɪz(ə)m/
[بریتانیا]/'sɪmbəlɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معنا یا نمایندگی نمادین؛ استفاده از نمادها برای نمایندگی ایده‌ها یا ویژگی‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

hidden symbolism

نمادهای پنهان

جملات نمونه

the symbolism inherent in all folk tales.

نمادگرایی ذاتی در تمام داستان‌های عامیانه.

the old-fashioned symbolism of flowers.

نمادگرایی قدیمی‌ به‌ سبک گل‌ها

the play's symbolism jarred with the realism of its setting.

نمادگرایی نمایشنامه با واقع‌گرایی صحنه آن در تضاد بود.

in China, symbolism in gardens achieved great subtlety.

در چین، نمادگرایی در باغ‌ها به ظرافت بسیار زیادی دست یافت.

The novel is rich in symbolism, with many hidden meanings.

رمان مملو از نمادگرایی است، با معانی پنهان فراوان.

In literature, authors often use symbolism to convey deeper messages.

در ادبیات، نویسندگان اغلب از نمادگرایی برای انتقال پیام‌های عمیق‌تر استفاده می‌کنند.

The use of light and darkness in the painting creates powerful symbolism.

استفاده از نور و تاریکی در نقاشی، نمادگرایی قدرتمندی ایجاد می‌کند.

Through the use of symbolism, the artist conveys a sense of mystery and intrigue.

با استفاده از نمادگرایی، هنرمند حسی از رمز و راز را منتقل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید