tacitness

[ایالات متحده]/ˈtæsɪtnəs/
[بریتانیا]/ˈtæsɪtnəs/

ترجمه

n. کیفیت بودن خاموش یا محتاطانه؛ خاموشی یا عدم گفتن

عبارات و ترکیب‌ها

tacitness itself

خود تاکتیسیت

tacitness persists

تاکتیسیت پایدار می‌ماند

tacitness remains

تاکتیسیت باقی می‌ماند

tacitness prevailed

تاکتیسیت غیب‌شده بود

جملات نمونه

her tacitness in meetings often signals disapproval.

خاموشی او در جلسات اغلب نشانه‌ای از عدم رضایت است.

his tacitness about the incident raised suspicion.

خاموشی او درباره این واقعه شک‌هایی ایجاد کرد.

the witness maintained tacitness under intense questioning.

گواه در پاسخ به سوالات شدید خاموش ماند.

managerial tacitness can create confusion for new staff.

خاموشی مدیریتی می‌تواند باعث سردرگمی کارکنان جدید شود.

political tacitness on the issue angered many voters.

خاموشی سیاسی در این مورد بسیاری از انتخاب‌کنندگان را ناراحت کرد.

we interpreted her tacitness as a polite refusal.

ما خاموشی او را به عنوان یک پاسخ لطیف تفسیر کردیم.

his habitual tacitness makes teamwork difficult.

خاموشی معمول او باعث سختی در کار گروهی می‌شود.

their tacitness during negotiations weakened their position.

خاموشی آن‌ها در مذاکرات موقعیت‌شان را ضعیف کرد.

such tacitness is common in high-pressure environments.

چنین خاموشی‌هایی در محیط‌های فشار زیاد رایج است.

her sudden tacitness after the announcement felt ominous.

خاموشی ناگهانی او پس از اعلام خبر احساس خطرآور بود.

the committee’s tacitness on funding decisions drew criticism.

خاموشی کمیته درباره تصمیمات مربوط به بودجه انتقاد پیدا کرد.

his tacitness was broken only by a brief apology.

خاموشی او تنها با یک عذر‌طلبی کوتاه شکست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید