dispositions

[ایالات متحده]/dɪspəˈzɪʃənz/
[بریتانیا]/dɪspəˈzɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترتیبات; تمایلات; تصرف در اموال یا پول; خلق و خو

عبارات و ترکیب‌ها

personal dispositions

ویژگی‌های شخصیتی

dispositions towards

تمایلات به سمت

dispositions of mind

گرایشات ذهنی

positive dispositions

ویژگی‌های مثبت

dispositions and attitudes

گرایش‌ها و نگرش‌ها

natural dispositions

گرایشات طبیعی

dispositions to act

تمایلات به عمل

dispositions of character

ویژگی‌های شخصیتی

dispositions of behavior

گرایشات رفتاری

dispositions in learning

گرایشات در یادگیری

جملات نمونه

she has a cheerful disposition that brightens everyone's day.

او دارای خلق و خوی شاداب است که روز همه را روشن می‌کند.

his calm disposition makes him a great leader.

خلق و خوی آرام او باعث می‌شود رهبر خوبی باشد.

people with positive dispositions tend to attract others.

افرادی که دارای خلق و خوی مثبت هستند، معمولاً دیگران را جذب می‌کنند.

her artistic disposition led her to pursue a career in design.

خلق و خوی هنری او باعث شد شغلی در زمینه طراحی را دنبال کند.

he has a disposition for adventure and loves to travel.

او گرایشی به ماجراجویی دارد و عاشق سفر است.

they are known for their generous dispositions.

آنها به خاطر خلق و خوی سخاوتمندانه خود شناخته می‌شوند.

her gentle disposition makes her a great teacher.

خلق و خوی مهربان او باعث می‌شود معلم خوبی باشد.

his competitive disposition drives him to succeed.

خلق و خوی رقابتی او او را به سمت موفقیت سوق می‌دهد.

understanding different dispositions can improve teamwork.

درک خلق و خوی‌های مختلف می‌تواند باعث بهبود کار گروهی شود.

her cheerful disposition is contagious.

خلق و خوی شاداب او مسری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید