temperatenesses

[ایالات متحده]/ˌtɛmpəˈreɪtənəsɪz/
[بریتانیا]/ˌtɛmpəˈreɪtənəsɪz/

ترجمه

n. اعتدال; ملایمت

عبارات و ترکیب‌ها

mild temperatenesses

آب و هوای ملایم

extreme temperatenesses

آب و هوای شدید

varying temperatenesses

آب و هوای متغیر

seasonal temperatenesses

آب و هوای فصلی

local temperatenesses

آب و هوای محلی

climate temperatenesses

آب و هوای اقلیمی

average temperatenesses

آب و هوای متوسط

ideal temperatenesses

آب و هوای ایده آل

optimal temperatenesses

آب و هوای بهینه

stable temperatenesses

آب و هوای پایدار

جملات نمونه

temperatenesses in climate can greatly influence agriculture.

آب و هوای معتدل می‌تواند تأثیر بسزایی بر کشاورزی داشته باشد.

the temperatenesses of the region make it ideal for tourism.

آب و هوای معتدل منطقه آن را برای گردشگری ایده آل می کند.

different temperatenesses can affect the local ecosystem.

آب و هوای مختلف می‌تواند بر اکوسیستم محلی تأثیر بگذارد.

we should appreciate the temperatenesses of our environment.

ما باید از آب و هوای محیط زیست خود قدردانی کنیم.

temperatenesses play a crucial role in biodiversity.

آب و هوای معتدل نقش مهمی در تنوع زیستی ایفا می‌کند.

the temperatenesses of the seasons affect our daily lives.

آب و هوای فصل‌ها بر زندگی روزمره ما تأثیر می‌گذارد.

understanding temperatenesses can help in climate change discussions.

درک آب و هوا می تواند به بحث در مورد تغییرات آب و هوایی کمک کند.

temperatenesses are essential for sustainable development.

آب و هوای معتدل برای توسعه پایدار ضروری است.

we must consider the temperatenesses when planning urban areas.

ما باید آب و هوا را هنگام برنامه ریزی مناطق شهری در نظر بگیریم.

temperatenesses can influence the types of plants that thrive.

آب و هوا می تواند بر نوع گیاهانی که رشد می کنند تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید